""«« فرهنگيان پهنايي »»""

مطالب عمومي و معرفي روستاي پهنايي

انجام عمليات رياضي با برنامه ورد
نویسنده : الف . م - ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ آبان ۱۳۸٦

انجام عملیات ریاضی در Microsoft Word به شکلی سریع

 



بدین منظور:
نرم افزار
Word را اجرا کنید.
از منوی
Tools بر روی Customize کلیک کنید.
در پنجره جدید به تب
Commands بروید.
اکنون یک پنجره دارای 2 ستون خواهید داشت. از ستون
Tools ، Category را پیدا کرده و آن را انتخاب کنید. از ستون دیگر ، Tools Calculate را پیدا کنید (جزء موارد آخر). اکنون Tools Calculate را گرفته و آن را در جای مناسبی از نوار ابزار بالای صفحه رها کنید. ( Drog & Drop ) .
پس از اینکه دکمه
Tools Calculate در جای مناسبی از نوار ابزار جای گرفت ، پنجره Customize را ببندید.
حال در یک صفحه خالی
Word ، به عنوان مثال دو عدد را این گونه بنویسید:

253
+
789

هر عدد با یک
Enter از خطی بعدی جدا گردد. عملگر ریاضی هم مابین دو خط عدد جای گیرد.

یا دو عدد را پشت سر هم و به شکل زیر وارد کنید:

253 + 789

اکنون این 3سه خط را با موس بگیرید و به حالت انتخاب درآورید (
Highlight کنید ) ، بر روی دکمه Tools Calculate که ایجاد کردید ، کلیک کنید.
سپس در خط بعدی ، دکمه
Ctrl+V را همزمان فشار دهید تا پاسخ که در اینجا به فرض 1042 است نمایان شود.

فرهنگيان پهنايي
comment نظرات ()
تر فند های ويندوز -پسورد در اينترنت ...
نویسنده : الف . م - ساعت ٦:٤٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ آبان ۱۳۸٦

ترفندهاي ويندوز

به نام خدا

با سلام وخسته نباشيد فراوان در اين پست مي خواهم يك ترفند جالب ويندوز را به شما

عزيزان ياد بدهم اين ترفند پسورد گذاري بر روي Internet Explorer  مي

باشد

براي اين كار :

1. وارد Internet Explorer شويد.

2. از قسمت Tools وارد Internet options واز آنجا

وارد Content واز آنجا نيز وارد Enabe  شويد

3. به بخش General برويد وگزينه Creat Password را كيك كرده

پسورد مورد نظر را وارد كرده وبر روي OK كليك كرده

چگونه اين پسورد را برداريم:

1. مسير بالا را دوباره تكرار كرده وبه جاي Enabe  دكمه ي Disabel قرار

گرفته پس از كليك پسورد را وارد كرده و OK را بزنيد

موفق باشيد /.

 فرهنگيان پهنايي

 

 طریقه پس ورد گذاری بر روي اينترنت اكسپلورر

 


comment نظرات ()
معرفی کلید های ترکیبی در ویندوز
نویسنده : الف . م - ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸٦
کلید های ترکیبی ویندوز:

 

ترکيبات کليد Ctrl :
Ctrl+q در بعضي از برنامه ها خروج است.
Ctrl+w در اکثر برنامه هايي که چند فايل را باهم باز مي کنند مثل Ms-Word, کلا Ms-Office , Adobe Photoshop ,Ms-internet Explorer, ... فايل باز شده جاري را مي بندد.
Ctrl+e جستجو در مسير جاري.
Ctrl+r تازه کردن صفحه معادل کليد F5 و Refresh
Ctrl+y وقتي که يک عمل به عقب باز ميگرديم (Undo) اين کليد ها يک عمل به جلو مي روند (Redo) البته در بعضي برنامه ها معمولا محصولات آفيس مايکروسافت اينگونه هستند .
Ctrl+i باز کردن قسمت علاقه مندي هاFavorites
Ctrl+o باز کردن فايل جديد در اکثر برنامه ها ، معادل File>Open
Ctrl+p پرينت گرفتن در اکثر برنامه ها.
Ctrl+a انتخاب همه آيتم ها.
Ctrl+s در اکثر برنامه ها ذخيره فايل جاري .Save
Ctrl+d در اينترنت اکسپلورر صفحه باز شده جاري را به علاقه مندي ها اضافه مي کند (معادل Favorites>Add to Favorites) و در ويندوز هم آيتم (آيتم هاي) انتخاب شده را پاک مي کند. (ترفندستان.کام)
Ctrl+f جستجو.
Ctrl+h معادل History (ابته در ويرايشگر نوت پد معادل Find / Replace است)
Ctrl+l در اينترنت اکسپلورر معادل File>Open است.
Ctrl+z بازگشت به آخرين عمليات انجام شده .Undo
Ctrl+x انتقال (برش) آيتم مورد نظر در حافظه کليپبوردCut.
Ctrl+c کپي آيتم مورد نظر در حافظه کليپبورد.Copy
Ctrl+v فراخواني آيتم مورد نظر از حافظه کليپبورد.Past
Ctrl+b پنجره سازماندهي علاقه منديها (Organize Favorites) را باز مي کند.
Ctrl+n در اينترنت اکسپلورر (تقريبا تمامي مرورگرها) يک پنجره جديد باز مي کند.
Ctrl+F1 در اکثر برنامه ها ي مختلف راهنماي برنامه را باز مي کند .
Ctrl+F4 باز کردن ليست پايين رونده Address Bar در مرورگر اينترنت اکسپلورر و مرورگر ويندوز.
Ctrl+F10 باز کردن منو هاي بالاي پنجره برنامه ها مثل File,Edit,....
Ctrl+BackSpace موقع ويرايش متن همان کار BackSpace را انجام مي دهد با اين تفاوت که به جاي پاک کردن کاراکتر به کاراکتر کلمه به کلمه پاک مي کند.
Ctrl+5 معادل Select All در اکثر ويرايشگر هاي متني.
Ctrl+Home درحالت ويرايش مکان نما را به اول صفحه انتقال مي دهد.
Ctrl+End درحالت ويرايش مکان نما را به آخر صفحه انتقال مي دهد.
Ctrl+Insert کپي آيتم(هاي) انتخاب شده در حافظه کليپ بورد(Copy).

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــگل یاس ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


comment نظرات ()
آموزش های ساده رايانه ای
نویسنده : الف . م - ساعت ٥:٤٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸٦

                           آموزش تایپ با موس                       

با استفاده از اين ترفند شمامي تونيد به صورت مجازي بدون نياز به كيبورد متصل به رايانتون و تنها از طريق موس به راحتي تايپ كنيد البته اين نرم افزار توي ويندوز اكسپي وجود داره وويندوز 98 اونو نداره.

براي اين كار كافيه ازمنوي Start بر روي Run كليك كنيد رفته و دستور OSK‌ را تايپ نماييد و Enter را بزنيد. يا مسر زير رو دنبال كنيد

Start \All Programs \ Accessories \ Accessibility

و انتخاب برنامه On-Screen Keyboard كه ايكنش شكل صفحه كليده

مي بينيد كه يك صفحه كليد براي شما باز مي شه. براي تغيير دكمه ها هم به زبان هاي ديگه مثل فارسي ميتونيد از كليد هاي تركيبي Alt + Shift‌ استفاده كنيد يا از روي نوار وظيفه كنار ساعت زبان رو تغيير بديد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــگل یاس ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


comment نظرات ()
 
نویسنده : الف . م - ساعت ٩:٠٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ آبان ۱۳۸٦

خير مقدم

ورود رياست محترم جمهوري اسلامي ايران

، دكتر محمود احمدي نژاد را همزمان با

جشنواره زعفران به استان خراسان جنوبي

تبريك مي گوئيم واميد داريم كه با همت دولت

مردان جمهوري اسلامي محصول صادراتي

زعفران بيشتر به جهانيان شناسانده

شود .     انشاء الله


comment نظرات ()
جشنواره طلاي سرخ ...
نویسنده : الف . م - ساعت ۸:٥٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ آبان ۱۳۸٦

از امروز سومين جشنواره طلاي سرخ

(زعفران) در شهرستان قاين برگزار مي شود

اميد است با اجراي اين جشنواره وهمايش اين

محصول صادراتي به دنيا معرفي شود

وبتوانيم دربازارهاي جهاني با كشورهاي

ديگر رقابت نمائيم /.

              


comment نظرات ()
 
نویسنده : الف . م - ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ آبان ۱۳۸٦

 

باران نميشوم که نگويي با چه منّتي خود را بر شيشه مي کوبم تا پنجره را باز کنم و نيم

نگاهي بياندازم... ابر ميشوم که از نگراني يک روز باراني هر لحظه پنجره را بگشايي و ماه را

در آسمان نگاه کني. چند روزي است كه تنها به تومي انديشم ازخودم غافلم امابه تومي

انديشم شب كه مهتاب درايينه من مي رقصد مي نشينم به تماشا به تو مي انديشم...

چيستي؟خواب وخيالي؟سفري؟خاطره اي؟ كه دراين خلوت شبها به توفکر می کنم م ...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گل نرگس


comment نظرات ()
گفتم بمان ....
نویسنده : الف . م - ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ آبان ۱۳۸٦

 گفتم بمان بهر خدا... گفتي خداخافظ
گفتم ببر با خود مرا... گفتي خداحافظ
گفتم تو از من در مسيرِ روشن ِ پيوند آخر چه ديدي جز وفا ... گفتي خداحافظ
گفتم نمي خواهي مرا؟! باشد.. نخواه.. اما ايکاش مي گفتي چرا... گفتي خداخافظ
گفتم برو! باشد! خدا يارت... به ديدارت مي آيم .. اما کي؟ کجا؟ گفتي خداخافظ
اي واي از دلبستگي.. اي داد از عادت... معتاد خود کردي مرا.. گفتي خداحافظ

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گل نرگس


comment نظرات ()
بيا امشب ...
نویسنده : الف . م - ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ آبان ۱۳۸٦

بياامشب به من محرم شواي اشک
بیاامشب توهم باغم شوای اشک

بیا بنگر دلم تنها شده باز
بیا قلب مراهمدم شو ای اشک

من ان گلبوته خشک کویری
بيابرروی من شبنم شوای اشک

رهاکن ميل ماندن دردو چشمم
توجاری بررخ زردم شواي اشک

بيا ارام من در بيقراری
تسلی بخش من هردم شواي اشک

بیابغض سکوت سینه بشکن
به چشم خشک من شبنم شوای اشک

دلم مجروح درد غربت تو
به روی زخم دل مرهم شواي اشک

دلم ازدردهجران نالدامشب
بیادرمان بر دردم شو ای اشک

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گل نرگس


comment نظرات ()
به خاطر هيچ کس ...
نویسنده : الف . م - ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ آبان ۱۳۸٦

پرسيد: به خاطر کي زنده هستي؟ با اينکه دوست داشتم باتمام وجود

داد بزنم  به خاطر تو ، بهش گفتم: به خاطرهيچکس ...

پرسيد پس به خاطر چي زنده هستي؟ با اينکه دلم داد مي کشيد  

به خاطر تو ، با يه بغض غمگين بهش گفتم: به خاطرهيچکس  ...

ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟

در حالي که اشک تو چشماش جمع شده بود گفت:

به خاطرکسي که به خاطرهيچ زندست...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گل نرگس


comment نظرات ()
 
نویسنده : الف . م - ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ آبان ۱۳۸٦

                                      

از پشت شيشه هاي بزرگ دلتنگي گريه ميكنم و آرزو ميكنم كه كاش

 براي يك لحظه فقط يك لحظه آغوش گرمت را احساس كنم ، ميخواهم

 سر روي شانه هاي مهربانت بگذارم تا ديگر از گريه كم نشوم . تو مرا

به ديار محبتها بردي و صادقانه دوستم داشتي پس بيا و باز در اين راه

تلاش كن اگر طاقت اشكهايم را نداري . در راه عشقي پاك تر و صادقانه تر،

 زيرا كه من و تو ما شده ايم پس نگذار زمانه بيرحم دلهايي را كه از هم

جدا نشدني است را به درد آورد دلم را به تو دادم و كليدش را به سوي

آسمان خوشبختي ها روانه كردم چه شبها كه تا سحر به يادت با

گونه هاي خيس از دلتنگي ها به سر بردم چه روزها با خاطراتت نفس

 كشيدم پس تو اي سخاوت آسماني من ...

مرا درياب كه ديوانه وار دوستت دارم                 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گل نرگس


comment نظرات ()
عمق شب گمشده ام بودی ...
نویسنده : الف . م - ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ آبان ۱۳۸٦

عمق شب گم شده اي بودم
نه نوري نه ستاره اي مي تابيد
از همه کس خسته و گريزان بودم
اگر کسي غم نامه ام را مي خواند
اشکش همچون سيل جاري مي شد
تنها و خسته از خود هم گريزان بودم
از نامردان زخمها در سينه داشتم
از عشقهاي بيهوده زميني هم گريزان بودم
ولي در ان شب تاريک که گريان بودم
ناگهان نوري بر وجودم تابيد
در تنم جاني تازه دميده شد
به ان نور مطلق نگاهي کردم
چشمانم هيچ طاقت ديدنش را نداشت
انگار تنم ديگر خاکي و خسته نبود
حس کردم مي توانم پرواز کنم
اين سبکي و احساس همه اسماني بود
بله خداي مهربان من خاکي را بخشيده بود
من ديگر موجودي زميني و پوچ نبودم
حالا مي توانستم به خود افتخار کنم
من به خدا نزديک شده ام و با خدا مي مانم
من از عمق تاريکي شب به روزهاي نابي رسيده ام
فقط با خدا مي مانم
از زمين و زميني ها دل ميبرم
و هر لحظه براي پرواز ابدي اماده ام
من فريا د مي زنم
عشق ابدي فقط و فقط خداست

ــــــــــــــــــــــــــــــــ

     گل نرگس


comment نظرات ()
 
نویسنده : الف . م - ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۸٦

اصول حاکم بر برنامه ريزي تربيت معلم

 

:اگر به مساله تربيت معلم به عنوان يک نظام توجه شود، ورودي ها و فرآيندهاي خروجي آن بايد ويژگي هاي خاصي داشته باشد.
اين ويژگي ها در قالب مجموعه اي از اصول و ضوابط، با عنوان اصول و ضوابط حاکم بر برنامه ريزي تربيت معلم ، به اين شرح تدوين و ارائه مي شود:

اصل يکم : دانشجويان تربيت معلم بايد از سلامت جسمي و رواني ، متناسب با کار معلمي برخوردار باشند.
اصل دوم : دانشجويان تربيت معلم بايد داراي صلاحيت اعتقادي ، اخلاقي و علمي مناسب باشند و علاقه و توان کافي براي کسب صلاحيت هاي حرفه اي در رشته خاص تحصيلي خود را داشته باشند.
اصل سوم : برنامه هاي آموزشي و پژوهشي تربيت معلم بايد به گونه اي باشد که معلمان را براي رشد معنوي ، اخلاقي ، عاطفي ، عقلاني و جسماني دانش آموزان مهيا سازد.
اصل چهارم : برنامه ريزي تربيت معلم بايد پژوهش و خلاقيت را در دانشجويان تقويت کند و به نحوي باشد که فارغ التحصيلان آن ، توانمندي هاي علمي و حرفه اي معلمي را به طور کامل کسب کنند.
اصل پنجم : برنامه هاي درسي تربيت معلم در هر رشته ، علاوه بر دروس تخصصي شامل مجموعه اي از دروس تربيتي است تا دانشجويان علاوه بر کسب دانش مورد نياز ، با فنون معلمي و مهارت هاي تدريس آشنا شوند.
اصل ششم : در تربيت دانشجويان تربيت معلم بايد به اصل تزکيه توجه شود. اين اصل در انتخاب دانشجو، گزينش استاد و نيز در تنظيم و تدوين برنامه ها و شيوه اجراي آنها بخصوص در شيوه هاي آموزشي و تربيتي ، ايجاد محيط آموزشي و انتخاب مديران بايد لحاظ شود به طوري که اين دانشجويان بتوانند الگوي دانش آموزان شوند.
اصل هفتم : براي جذب جوانان مستعد به کار معلمي و تقويت مراکز تربيت معلم ، برنامه هاي تربيت معلم بايد به گونه اي طراحي شود که ادامه تحصيل معلمان در سطوح بالاتر ، مطابق با ضوابط و مقررات وزارت فرهنگ و آموزش عالي به سهولت ممکن شود و از لحاظ انتخاب رشته و ادامه تحصيل آنان محدوديتي ايجاد نشود.
اصل هشتم : برنامه ريزي هاي تربيت معلم بايد با نظام آموزشي ، برنامه هاي درسي مدارس ، آيين نامه هاي اجرايي ، مقررات آموزشي و نياز آموزش و پرورش به نيروي انساني در دوره هاي مختلف تحصيلي اعم از پيش دبستاني ، ابتدايي ، راهنمايي ، دبيرستاني و پيش دانشگاهي ، منطبق و هماهنگ باشد.
ايجاد اين هماهنگي بين وزارت آموزش و پرورش ، وزارت فرهنگ و آموزش عالي و ديگر نهادهاي ذي ربط در تمام مراحل و سطوح برنامه ريزي و آموزش هاي ضمن خدمت معلمان ، ضروري است.
اصل نهم : از آنجا که ماهيت تربيت معلم به سطوح توسعه اقتصادي و زمينه هاي اجتماعي وابسته است و از ويژگي هاي فرهنگي و تاريخي تاثير مي پذيرد بنابراين در برنامه ريزي و تعيين سطوح تحصيلي دوره هاي تربيت معلم و همچنين در به کارگيري شيوه هاي گزينش و شمار دانشجويان ، بايد به نيازهاي بومي و منطقه اي توجه خاصي شود.


  نوشته :   ليدا کاکيا
کارشناس ارشد تعليم و تربيت تطبيقي

فرهنگیان پهنایی


comment نظرات ()
 
نویسنده : الف . م - ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۸٦

 مهرورزي وتعليم وتربيت

مسئله مهرورزي ومحبت از مباحثي است که هميشه مورد توجه نحله هاي مختلف ديني بوده است و آن در اسلام هم بسيار مورد توجه و تاکيد واقع شده و دين اسلام نيز سراسر رحمت و عطوفت است.بگونه اي که در برخي روايات آمده که :« هل الدين الا الحب» آيا دين غير از محبت چيز ديگري است؟                                            

 اسلام برنامه تکامل انسان است و اصلي ترين عناصر اين برنامه محبت است؛ از نظر اسلام، بيشترين نقش را در سامان دهي جامعه آرماني انساني محبت دارد؛ با نگاهي اجمالي بر برخي آيات قرآن  و روايات آشکار مي شود که جامعه مطلوب انساني در اسلام جامعه اي است که بر اساس محبت مردم نسبت به يکديگر شکل بگيرد و هيچ چيز مانند محبت، در سامان دهي جامعه دلخواه انساني کارساز نيست  وآن مؤثرترين عنصر پرورش انسان هاي شايسته و کار آمدترين ابزار پيشبرد اهداف فرهنگي ، اجتماعي ، اقتصادي وسياسي است.

در مقابل محبت، عداوت است که هيچ چيز مانند آن براي جامعه خطرناک نيست؛ تلخي عداوت، همه شيريني هاي زندگي را در کام انسان، تلخ مي کند  و مانع پيشرفت جامعه در زمينه هاي گوناگون است و جامعه اي که گرفتار اين آفت خطرناک شود، راهي جز انحطاط و سقوط در پيش ندارد و لذا، ديني که خود را بر پايه محبت استوار مي داند، عداوت را ضد دين معرفي مي کند.  برهمين اساس وبا الهام از تاكيدات دين مبين اسلام در مراسم ویژه آغاز سال تحصيلي كه با حضور رياست محترم جمهوري در شهرستان بم برگزار شد دكتر احمدي نژاد 4 سئوال را مطرح كردند كه محوراصلي همه سئوال ها مهرورزي(کلمات مترادف مهرورزي در زبان فارسي عبارت است از:  محبت، دوستي ، رأفت، مهرباني، رحمت ، مودت وعشق، نسبت به موجود ديگر )* بود بنابراين  در همين راستا اين وبلاگ  با موضوع مهر ورزي وتعليم وتربيت  و با هدف شركت در فراخوان پرسش مهر ايجاد شده است وسعي دارد  كه مشخص شود كه  درتعليم وتربيت مبتني برمهر ورزی اهداف چيست  و چگونه می خواهیم آموزش دهیم و برفرض که آموزش موثر واقع شد چه تحولی در انسان  حاصل می گردد. ونیز بدانیم غایت مهرورزی چیست وبا وصول به کدام اهداف کلی می توان به سمت آن غایت سیر کرد. لذا به همين دليل تعليم وتربيت ومهرورزي را ازديدگاه ههاي صاحب نظران مختلف مورد بررسي قرار داده است وجهت برطرف كردن يك نواختي از قالب هايي مانند شعر ، مقاله وعكس وصوت نيز استفاده شده است كه اميد است مفيد فايده واقع شود.

 

* لغت نامه دهخدا

--------------------------------------------------------------------------------------

اسلام دين محبت ومسلمانان نماد مهرورزي

مهر و محبّت مايه و سرمايه‏اى است كه جايگاهش ، قلبى كه در معارف الهيه از آن تعبير به بيت اللّه‏ و حرم اللّه‏ و عرش اللّه‏ شده است ، قلبى كه همه ارزش انسان به اعتبار محتويات مثبت و نورانى آن است ، قلبى كه افق طلوع ايمان و يقين و عشق به حق و مهرورزى نسبت به خلق خداست ، قلبى كه صاحبش از آن مراقبت و مواظبت نموده و از اين كه جايگاه رذايل شود حفظش كرده و آن را به صلاح و سواد آراسته و فضاى آن را شايسته جلوه فيوضات حضرت فيّاض نموده است .

قلب خالى از حالات مثبت و محروم از مايه مهر و محبّت بنا به نظر اولياى حق و به ويژه حضرت مولى الموحدين ، صاحبش موجودى بى‏منفعت و وجودى فاقد ارزش است .

« عِظَمُ الْجَسَدِ وَطُولُهُ لاَ يَنْفَعُ إذا كَانَ الْقَلْبُ خَاوِياً » ۱ . 

بزرگى و بلندى بدن در صورتى كه قلب خالى از حقايق و حالات مثبت باشد سودى نمى‏دهد .


رسول خدا صلي الله عليه و آله مى‏فرمايد :

« إذَا طَابَ قَلْبُ الْمَرْءِ طَابَ جَسَدُهُ وَإذَا خَبُثَ الْقَلْبُ خَبُثَ جَسَدُهُ » ۲ . 

هنگامى كه قلب انسان از همه رذايل پاك باشد ، حركات بدن و اعضا و جوارحش پاك خواهد بود و چون قلب آلوده باشد جسد و حركات اعضا و جوارحش آلوده خواهد بود .


و نيز از آن حضرت در روايت بسيار مهمى آمده :

« إنَّ للّه‏ِِ تَعَالى فِى الاْءَرْضِ أوَانِىَ أَلا وَهِىَ الْقُلُوب فَأحَبُّهَا إلَى اللّه‏ِ أَرَقُّهَا وَأصْفَاهَا وَأَصْلَبُهَا ، أَرَقُّهَا لِلإخوانِ وَأَصْفَاهَا مِنَ الذُّنُوبِ وَأَصْلَبُهَا فِى ذَاتِ اللّه‏ِ » ۳ . 

براى خدا در زمين ظرف‏هايى است ، آگاه باشيد كه آن ظرف‏ها قلب‏هاست محبوب‏ترين آن ظرف‏ها در پيشگاه خدا مهربان‏ترين و صاف‏ترين و سخت‏ترين آن‏هاست ، مهربان‏ترينش نسبت به برادران انسانى و ايمانى ، صاف‏ترينش از گناهان و سخت‏ترينش در استقامت و پايدارى در راه خدا .

پيامبر بزرگ اسلام صلي الله عليه و آله در بيانى پر ارزش مى‏فرمايد :

« إنَّ اللّه‏َ تَبَارَكَ وَتَعالَى لاَ يَنْظُرُ إلى صُوَرِكُمْ وَلاَ إلى أمْوَالِكُمْ وَلَكِنْ يَنْظُرُ إلى قُلُوبِكُمْ وَأعمَالِكُم » ۴ . 

خداى تبارك و تعالى نه به ظاهر شما مى‏نگرد و نه به ثروت و اموالتان ، بلكه به قلوب شما و اعمالتان نظر مى‏كند .


بر پايه آيات و روايات ، قلب در وجود انسان از موقعيت ويژه‏اى برخوردار است تا جايى كه صلاح و فساد و پاكى و ناپاكى انسان در ارتباط با حالات اين مركز حساس و اين سرمايه ملكوتى و عنصر عرشى است .

پاره‏اى از حركات و امور انسان ريشه در عشق و محبّت فراوان او نسبت به خلق خدا دارد كه لازم است انسان ، قدردان اين عشق و محبّت باشد و خدا را نسبت به اين نعمت معنوى سپاس‏گزارى كند ، در مثل انسان از مسيرى عبور مى‏كند ، مى‏بيند در راه رفت و آمد مردم خارى ، تيغى ، سنگ و يا شى‏ء آزار دهنده‏اى افتاده ، بدون آن كه وضع و شخصيت خود را ملاحظه كند ، براى آن كه انسان و يا جاندارى در رفت و آمدش از اين مسير صدمه و آزار نبيند ، جاده و راه را از آن اشياء آزار دهنده پاك مى‏كند و يا گم شده‏اى را به محلى كه گم كرده ، راهنمايى مى‏كند يا به عيادت بيمارى مى‏رود يا جنازه‏اى را كه نمى‏شناسد تشييع مى‏كند و . . . اين‏ها امورى است كه محرك انجامش ،مايه و سرمايه‏اى چون محبّت و عشق به ديگران است كه جز قلب جايگاهى ندارد ، آن هم قلبى كه به حيات معنوى و فيوضات الهى و بركات آسمانى و نور ايمانى زنده است .

مهرورزي به بندگان در سيره امير مومنان (ع)

سیره حکومتی امیرالمؤمنین (ع) کلید تحقق اصول چهارگانه دولت جدید کارگزاران نظام جمهوری اسلامی با نهادینه نمودن سیره های حکومتی پیامبر اکرم (ص) وامیر المومنان (ع) خواهند توانست تحقق بخش حکومت دینی واهداف وآرمانهای مقدس نظام باشند .

1 ـ مهرورزی با مهربانی ، محبت و لطف قلبی
« و اشعر قلبک الرحمه للرعیه و المحبه لهم و اللطف بهم » ( نامه 53 )
دلت را با مهربانی و محبت و لطف واحسان نسب به مردم بپوشان .
اشعار به معنای پوشیدن و شعار به معنی زیر پیراهن است و کنایه ازاین است که رحمت و محبت و لطف تو نسبت به مردم ظاهری و بر اساس منافع وماصالح نباشد بلکه باید قلبی باشد و همه جان تو آکنده از مهربانی ومحبت و لطف نسبت به آنها باشد و نگذاری در دل تو ذره ای خشونت ، بغض و یا بی لطفی نسبت به آنها وجود داشته باشد .
 
2 ـ « امانت دانستن پست و مقام » ، اساس مهرورزی
«و لاتکونن علیهم سبعاً ضاریاً تغتنم اکلهم فانهم صنفان : اما اخ لک فیی الدیین و إما نظییر لک فی الخلق یفرط منهم الزلل و تعرض لهم العلل و تؤتی علی ایدیهم فی العمد والخطاء فأعطهم من عفوک و صفحک مثل الذی تحب أن یعطیک من عفو و صحفه فانک فوقهم و والی الامر علیک فوقک و الله فوق من ولاک و قد استقاک امرهم و ابتلاک بهم و لاتنبصنّ نفسک لحرب الله إنه لاید لک بنقمته و لا غنی بک عفوه و رحمته و لا تندمنّ علی عفو »
نسبت به مردم مانند یک حیوان درنده حمله ور نشو که خوردن آنها را مغتنم بشماری زیرا مردم دو گروهند : یک گروه برادران دینی تواند و گروه دوم مخلوقات خدا هستند که در خلقت نظیر تو که دچار لغزشهایی شده و اسباب بدکاری به آنها رو یآورده و دانسته وندانسته مرتکب خطا شده اند . بس با بخشش و گذشت خود آنان را عفو کن همانطور که دوست داری خداوند با بخشش و گذشت خویش تورا بیامرزد زیرا تو بالادست آنها و ولی امر بالادست      و خداوند بالادست و لی امر تو می باشد و اراده کرده است که کارشان را تو به سامان رسانی و آنان سبب آزمایش تو قرار داده و مبادا خود را برای جنگ با خداوند آماده سازی که ترا توانایی خشم او نبوده و از بخشش و مهربانیش بی نیازی نسیتی و هرگز نباید از بخشش و گذشت پشیمان شوی .
امام علی (ع) درنامه ای به اشعث      فرماندار آذربایجان که پس از جنگ جمل در شعبان سال 36 هجری در شهر کوفه نوشتند ، خطاب فرمودند :
« و إن عملک لیس لک بطمعه ( مطعمه ) و لکنه فی عنقک امانه »
همانا پست فرمانداری برای تو وسیله آب و نان نبوده ، بلکه امانتی در گردن تو است .
حضرت علی (ع) براساس اصل « امانت » بودن پست و مقام مالک را بر حذر داشته است که مردم را به چشم طعمه ای نگاه کند که با درنده خویی بخواهد گوشت تن آنان ( بیت المال ) تناول کند . حقیقت این است که اگر به مقام به دیده امانت نگاه نشود موجب درنده خویی می شود و زمینه ستم و ستمگری را فراهم می سازد و لذا از این دو سخن استفاده می شود که مبنای مهرورزی با بندگان خدا این است که پست و مقام را یک امانت الهی بدانیم .

اكسير محبت

محبت اكسيري است كه در پناهش جان رونق حيات مي يابد و خار ارزش گل پيدا مي كند . كيميايي است كه خاك را به طلا بدل مي كن د و زيستن را معناي بودن مي بخشد. زمستان جان به اميدش جامه بهار به تن مي كند و تن پوش پائيز زندگي با ياد حضورش رنگ و جلايي ديگر مي گيرد. راستي كداممان قادريم بي بودنش ، بودنمان را تحمل كنيم ؟ و در نبودنش زندگي كنيم ؟ كه هر جا كه نفسي بر آيد به همت وجود اوست و چون فرو رود به اميد حضورش. خداوندي را سپاس كه رحمان است و رحيم و راستي چه زيباست كه در رحمت بي منتهايش رحمان را بر رحيم سبقت مي دهد و اينگونه درد اميد را روانه جام دلها مي نمايد. رحماني كه چتر رحمت بي منتهايش سايباني است بر سر تمام كائنات و چراغي است فرا راه آنانكه دنبال طريق مي گردند .خداي مهرباني كه مهر در پناهش معنا مي شود و محبت با تفسير او معنايي ديگر مي يابد.دامنه لطفش آنقدر وسعت مي يابد كه در تمام هستي ذره اي را نمي يابي كه بر آن سايه نداشته و لحظه را نمي بيني كه در آن جاري نباشد و راستي چگونه مي توان تصور كرد كه بود و در پناهش نبود ، ماند و از او مدد و مهر نديد كه آمدنمان با مهر است و رفتنمان با اميد حضور در امانگاه پر مهرش. خشمش از سر مهر است و بي مهر ، خشمي ندارد و ثابت مي كند كه بدون مهر نمي توان غضب داشت و خشم نمود. ما بندگان اوئيم در مهر و خشم از او الگو گرفته ايم و او را تصوير مجسم مهر مي دانيم و در اين صورت خشمش را نمودي از مهر مي خوانيم . اگر خشمي و غضبي مي بينيم ، گاه گاه است و محدود و آنهم مقدمه حضور مهري نامحدود است و اگر خشونتي يافته ايم ابراز تداوم يك مهر پايدار. به او اقتدا كرده ايم و از او خواسته ايم كه جز مهر نخواهيم و در پناه مهرش ، خشم را معنايي ديگر بخشيم.

انواع محبت از ديدگاه امام خميني (ره)

امام خمينى (ره)در آثار خود به دو نوع محبت اشاره مى‏كنند  يكى از آنها را مذموم «و راس كل خطيئه‏اش‏» (1)مى‏دانند و ديگرى را محمود و سرچشمه سعادت و كمال برمى‏شمرند. محبت نوع اول، محبت‏به دنياست چون انسان وليده عالم طبيعت است محبت‏به دنيا از آغاز در قلبش به وجود مى‏آيد و هرچه بزرگتر مى‏شود اين محبت در دل او رشد مى‏كند و پررنگتر مى‏شود و تا آنجا اوج مى‏گيرد كه در هر حال و در همه چيز به دنبال محبوب طبيعى خود مى‏گردد(2) و هرچه اين توجه و دلبستگى بيشتر شود حجاب ميان انسان و دار كرامت‏حق و يا به تعبير ديگر پرده ميان حق و قلب بيشتر و ضخيمتر مى‏گردد و در نتيجه از محبوب حقيقى غفلت مى‏ورزد(3). امام علت اين نوع محبت را چنين تبيين مى‏كنند:

اين محبت نتيجه دو قوه «شهويه‏» و «التذاذيه‏» است كه خداوند به انسان ارزانى داشته تا به‏وسيله اين دو نيرو حفظ نوع كند. پس انسانى كه گرفتار طبيعت‏خويش است چون اين عالم را محل لذت‏جوييها و خوش‏گذرانيهاى خود مى‏پندارد، به آن دل مى‏بندد و از آنجا كه انسان فطرتا به بقاء و جاودانگى علاقه‏مند و از فنا و نابودى متنفر است از مردن نيز به آن دليل كه آن را عامل انقطاع از لذتهاى خود مى‏داند، گريزان مى‏شود. هرچند عقلا با براهين عقلانى در فانى بودن و گذرگاه بودن عالم طبيعت‏برهان اقامه كنند (4)

اما محبت‏به دنيا وجود او را پر ساخته و او را به سوى طبيعت و امور جزئى و مادى فرامى‏خواند. محبوب چنين محبى، ماديات و امور زودگذر دنيايى است از اين نظر اين نوع از محبت كه مى‏تواند مفيد باشد و انسان را به سوى كمال سوق دهد، سرمنشا تمام خطاها و لغزشهاى او مى‏شود و او را از مقام انسانيت تنزل مى‏بخشد تمام توجهش صرف تنعمات زودگذر دنيوى مى‏گردد و از حضور در محضر قدس ربوبى غافل مى‏گردد(5)

امام محبت دنيا را به آب دريا تشبيه مى‏كنند كه هرچه انسان تشنه از آن بنوشد تشنه‏تر مى‏گردد تا مايه هلاكت او مى‏شود در قسمت ديگر حريص به دنيا را به كرم ابريشمى همانند مى‏كنند كه هرچه به دور خود تار مى‏زنند از رهايى و رستگارى دورتر مى‏شود(6)

از ديدگاه امام كدورت طبيعت، نور فطرت را كه چراغ راه هدايت است، خاموش مى‏كند و آتش عشق را كه وسيله عروج به مقامات عالى است، فرومى‏نشاند و انسان را در دار طبيعت مخلد و ماندگار مى‏سازد(7)

امام علاج اين بيمارى - محبت‏به دنيا - و اين بليه خانمانسوز را در سلوك علمى و عملى و كسب طهارت مى‏دانند كه با تفكر در ثمرات آنها و شناخت زيانهايى كه ايجاد مى‏كند مى‏تواند انسان را از ابتلاى به اينگونه محبت‏باز دارد. طهارت در نگاه ايشان به دو نوع ظاهرى و باطنى قابل تقسيم است و در مورد طهارت ظاهرى به اين نكته بسنده مى‏كنند كه بدون تطهير ظاهر رسيدن به مقام انسانيت و طهارت باطنى امكان‏پذير نيست و بر اين باورند تا انسان نتوانسته باشد آراستگى و پيراستگى ظاهرى را كسب نمايد نمى‏تواند از فيض محبوب برخوردار گردد و توضيح بيشتر در اين باب را به كتب مخصوص احاله مى‏كنند. اما در مورد طهارت باطنى مى‏نويسند: مرتبه اول، طهارت از گناه و افعال زشت و ناپسند است و ملزم شدن به اوامر الهى و مرتبه دوم، طهارت از رذايل اخلاقى و متصف شدن به فضايل و ملكات اخلاقى است و مرتبه سوم، طهارت قلبى است و آن پاك و پيراسته ساختن قلب از غير حق است و تسليم نمودن آن به محبوب مطلق، در چنين حالتى قلب نورانى مى‏گردد و اين نورانيت همه وجود انسان را فرامى‏گيرد و به مرحله‏اى مى‏رسد كه حضرت لاهوت در تمام مراتب باطن و ظاهر او متجلى مى‏شود. در اينجاست كه به مقام طمانينه راه مى‏يابد و در ظل تجليات حبى حضرت حق قرار مى‏گيرد. نگاهى مهربانانه به همه مخلوقات مى‏افكند و همه عالم محبوب او مى‏شود اگر در ابتداى راه بريدن از دنيا و نفى تعلقات بر او لازم و ضرورى بود. در اين مرحله مهرورزى به مخلوقات در دستور سلوك او قرار مى‏گيرد و در پى جذبات الهيه هرگونه خطا و لغزشى در نظرش مغفور خواهد بود . (8)

در شب معراج خداوند به پيامبر خود فرمود: اى احمد! اگر بنده‏اى نماز اهل آسمان و زمين را بخواند و روزه اهل آسمان و زمين را بگيرد و مانند ملائكه از خوردن امساك كند و جامه عابدان بپوشد من از قلب چنين انسانى محبت‏خود را بيرون مى‏كنم و قلب او را تاريك مى‏گردانم تا مرا بكلى فراموش كند به چنين انسانى هرگز شيرينى حبت‏خودم را نمى‏چشانم(9)

انسانى كه محبت و دلبستگى، تمام قلبش را آن‏چنان پر كرده كه از جميع فضايل معنوى دور مى‏ماند به هيچ يك از كمالات نفسانى (شجاعت، عفت، سخاوت، عدالت) متصف نمى‏شود زيرا حق‏بينى و حق‏جويى، توحيد در اسما و صفات و افعال به طور ذاتى با محبت دنيا در تضاد است. طمانينه نفس، سكونت‏خاطر، استراحت قلب كه روح سعادت دو دنياست‏با محبت دنيا حاصل نمى‏گردد; عطوفت، رحمت، مواصلت، مودت، محبت‏حقيقى با محبت دنيا مغايرت دارد. (10)

يكى ديگر از زيانهاى حب دنيا اين است كه به هنگام مرگ به دليل انس و علاقه شديد به زندگى، غضبناك بر خدا وارد مى‏گردد زيرا او را عامل جدايى ميان او و مطلوبات و محبوبانش مى‏پندارد و چقدر وحشتناك است كه انسان نسبت‏به ولى نعمت‏خود خشمگين و غضبناك باشد.

نتيجه محبت‏به دنيا را مى‏توان در چهار بند زير خلاصه نمود:

1-)  انسان را از مردن خائف مى‏كند (زيرا دل بريدن از تعلقات دشوار است( .

2- ) انسان را از رياضات شرعيه و عبادات و مناسك باز مى‏دارد. )

3-) جنبه طبيعى انسان را تقويت مى‏نمايد. )

4- ) اراده انسان را تضعيف مى‏كند. (11)

محبت نوع دوم، محبت الهى است كه از ديدگاه امام چنين محبتى به پاكان و خالصان ارزانى مى‏شود. كسانى كه افق نگاه خود را از طبيعت محسوس بركنده و محبوب را در عمق جان خود حس كرده‏اند. متعلق محبت اينان امور مجرد و جلوه‏هاى متعالى محبوب است، چنين محبى به سايه و جلوه محبوب دلخوش است و در هر پديده‏اى محبوب خود را حاضر و ناظر مى‏بيند و قبل از شنيدن هر صدايى صداى معشوق خود را مى‏شنود. هرگز امور محسوس و زودگذر او را به سوى خود نمى‏كشند و از محبت‏به آنها دريغ ندارد. آنها را چون سايه و مظهر محبوبند، دوست مى‏دارد. محبت چنين محبى، خداگونه است. هرگز از انسانها كينه به دل نمى‏گيرد و بديهاى آنها را به خوبى پاسخ مى‏گويد زيرا از محبوب خود آموخته است‏بدى را با خوبى پاسخ گفتن كار محبان و كريمان است.

سايه محبوب، آرام‏بخش دل غمديده چنين محبى است: «آرام ما به سايه سرو روان ماست‏» چنين عاشقى هرگز از عذاب دوزخ نيز نمى‏نالد بلكه فراق محبوب را جانكاه مى‏بيند  و حتى جفاى محبوب را چون لطفش به جان مى‏خرد. «هر جفا از تو به من رفت‏به نت‏بخرم‏ . »

و صريح مى‏گويد:

گر كشى يا بنوازى اى دوست

عاشقم، يار وفادار توام

چنين محبى از همه نعمتهاى دنيوى و اخروى فقط ديدار يار را طلب مى‏كند و مى‏گويد:

با مدعى بگو كه تو و جنت النعيم

ديدار يار حاصل سر نهان ماست

همين ديدار محبوب او را مست و از خود بيخود مى‏كند و مى‏گويد:

تا روى تو را ديدم و ديوانه شدم

از هستى و هرچه هست‏بيگانه شدم

بيخود شدم از خويشتن و خويشيها

تا مست ز يك جرعه پيمانه شدم

و باز تشنه‏تر شده و مى‏گويد كه طالب ديدار و شنيدن كلام توام، با من سخن بگوى و از من دلسوخته كه بيمار عشق توام عيادت كن:

عاشقى سر به گريبانم من

مستم و مرده ديدار توام

بر سر بستر من پابگذار

من دل سوخته بيمار توام

عشوه كن، ناز نما، لب بگشا

جان من، عاشق گفتار توام

چنين عاشقى كمال خود را در فنا و بريدن از دنيا مى‏داند با متخلق شدن به اوصاف محبوب به رنگ او درمى‏آيد فنا را قبله بقا ساخته تا به معشوق حقيقى خويش نائل گردد. به همين دليل از محبوب، فناى خويش را طلب مى‏كند:

از آن مى‏ريز در جامم كه جانم را فنا سازد

برون سازد ز هستى هسته نيرنگ و دامم را

از آن مى‏ده كه جانم را ز قيد خود رها سازد

به خود گيرد زمامم را فرو ريزد مقامم را

اگرچه او در آغاز به قرب و وصال محبوب مى‏انديشد ولى چون به مرتبه كمال رسد معنى بر او غالب مى‏گردد. فداكارى، ايثار بر خويشتن‏بينى چيره مى‏گردد. چنين انسانى از «من‏» و «ما» فراتر رفته در بحر احديت غوطه‏ور مى‏شود نه از عذاب و فراق محبوب بيمناك است نه به نعيم جنت دلخوش، نه خوف مى‏شناسد نه با رجاء آشناست زيرا اين دو به زمان ماضى و مستقبل تعلق دارند و او در دريايى غوطه‏ور است كه در آنجا زمان دخالت ندارند در حقيقت نه متنعم بود به صبح وصال و نه متالم شود به شام فراق با خالق خود به گفتگو مى‏نشيند و مى‏گويد: اگر از دنيا و متعلقات آن گذشته‏ام اينك فاش مى‏گويم كه به فرشتگان و قصرهاى بهشتى تو نيز چشمداشتى ندارم.

مده از حور و قصورم خبرى

جز رخ دوست نظر سوى كسى نيست مرا

يا به گفته حافظ:

سايه طوبى و دلجويى حور و لب حوض

به هواى سر كوى تو برفت از يادم

چنين محبى از مرتبه اطمينان و عرفان به مرتبه شهود و عيان راه يافته و حضرت حق با تجلى فعلى خود - متناسب با مرتبه سالك - به سر قلب او تجلى مى‏كند و او حضور محبوب حقيقى را حس مى‏كند و محبت او الهى مى‏شود  .

-بر گرفته شده از كتاب آداب صلوة نوشته حضرت امام خميني (ره)--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------فرهنگيان پهنايي----------------------------------------


comment نظرات ()
جملات ناب از معلم شهيد مرتضی مطهری
نویسنده : الف . م - ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ آبان ۱۳۸٦

         جملات حکیمانه استاد شهید مطهری

-ایمان پیوند ادراکی با حقیقت است ایمان یعنی تسلیم یعنی خدا آگاهی مقرون به گرایش و تسلیم در پیشگاه حق.

-شناختن, همان دانستن است.

-عشق انسان را می رساند به مرحله ای که می خواهد از معشوق, خدائی بسازد و از خود بنده ای، او را هستی مطلق بداند و خود را در مقابل او نیست و نیستی حساب کند.

-زهد برداشت کم برای بازدهی زیاد است.

-زن آفریننده عشق است و عشق آفریننده مرد و مرد آفریننده تاریخ . ناظر به نقش مستقیم زن در سازندگی تاریخ است.

-زنان در طول تاریخ تنها مولد و زاینده مردان و پرورش دهنده جسم انها نبوده اند، بلکه الهام بخش و نیرو دهنده و مکمل مردانگی آنها بوده اند.

-اطراف کلمه  شهید را هاله ای از قدس و تعالی احاطه کرده است.

-حسین (ع) سنگر عمل صالح است نه سنگر گناهکاری.

-کلید شخصیت حسین (ع) حماسه است، شور است، عظمت است، صلابت است، ایستادگی و حق پرستی است.

-تقوا محدودیت نیست، مصونیت است.

-پرستش نوعی رابطه خاضعانه و ستایشگرانه است که انسان با خدای خود برقرار می کند.

-خودباختگی یعنی تزلزل شخصیت.

                                                             فرهنگیان پهنایی


comment نظرات ()