""«« فرهنگيان پهنايي »»""

مطالب عمومي و معرفي روستاي پهنايي

پیام نوروزی ریاست جمهوری اسلامی ایران به مناسبت حلول سال1387
نویسنده : الف . م - ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧
پیام دکتر محمود احمدی نژاد به مناسبت نوروز 1387

طرح بزرگ تحول اقتصاد کشور در سال 87 اجرا می شود رئیس جمهور در پیام نوروزی خود از اجرای طرح بزرگ تحول اقتصاد کشور برای ریشه کن کردن نابسامانی‌های موجود اقتصادی در سال ۱۳۸۷خبر داد . به گزارش خبرگزاری مهر، متن کامل پیام نوروزی دکتر محمود احمدی نژاد به این شرح است : نوروز عزیز را به همه ایرانیان به همه کسانی که نوروز را می‌شناسند و آن را جشن می‌گیرند و به همه بشریت تبریک و تهنیت عرض می‌کنم. نوروز از پدیده‌ها و الطاف ویژه الهی است، نوروز یعنی نو شدن، پاک شدن، تولد مکرر و استقبال از همه خوبیها و زیباییها است. در نوروز یک حقیقتی وجود دارد که آن حقیقت رمز ماندگاری نوروز است. از معصوم علیه السلام نقل شده است که فرمود نوروز روزی است که خدای متعال از انسان بربندگی خودش و یکتاپرستی و تبعیت از ولی خدا بیعت گرفت. روز تجدید عهد است. روز آدم، نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و پیامبر گرامی اسلام است. روز آغاز امامت امیرالمومنین است. روز آغاز حکومت آخرین است. به فضل الهی ملت ایران در طول تاریخ همواره موحد بوده است. این ملت همواره از اندیشه الهی و ادیان به ویژه از کاملترین آن ها، اسلام ناب هم تبعیت کرده است و هم با همه وجود و صادقانه از آن صیانت کرده است. ملت ایران از اعماق تاریخ گوهر توحید را و گوهر نوروز را شناخته است و به خوبی از آن پاسداری کرده است و امروز آن را به بشریت هدیه می‌کند. نوروز رمز همدلی و همبستگی، عشق و محبت ، بیعت با خوبی‌ها و عدالت و خداپرستی است. نوروز روز آماده شدن برای تحقق حاکمیت الهی بر جهان است. همه سنت‌های نوروز و همه دستورات اسلامی و دستورات بزرگان ما درباره نوروز نشان‌دهنده این مکانت برجسته و والای نوروز است. همه ما باید نوروز را با همه خوبی هایش و پیام هایش که خلاصه در یک پیام است و آن پیام انتظار و استقبال از بهار بشریت و خرمی دوران یعنی حاکمیت آخرین ولی خدا ، منجی موعود است؟، گرامی بداریم. امسال نوروز ما بسیار زیباتر است؟ مقارن با آغاز امامت موعود، یگانه و عزیز هستی، حقیقت آفرینش و جان جهان، حضرت صاحب الزمان و با میلاد حقیقت همه زیبایی ها، پیامبر رحمت و عشق، الگوی جاودانه و مظهر همه خوبی ها، پیامبر گرامی اسلام و فرزند برومند ایشان امام جعفر صادق علیهم السلام است. امروز نوروز ما زیباتر است. خوشبختانه با همت سازمان میراث فرهنگی طی یک مراسم با شکوه این پدیده معنوی به نام ملت بزرگ ایران به صورت رسمی به ثبت رسید. من مجددا همه این اعیاد و نوروز را به همه ایرانیان عزیز، رهبری گرانقدر و بزرگوار انقلاب اسلامی، نوروز دوستان ، حق طلبان ، موحدان و پاکی جویان عالم تبریک و تهنیت عرض می‌کنم. سال ۸۶سالی سرشار از نعم الهی و تلاش و نشاط برای ملت بزرگ ایران بود. سالی همراه با پیروزی‌های پی درپی، افتخارآفرین، امیدبخش و پیشرفت‌های خیره‌کننده در سیاست، اقتصاد، علم و فرهنگ بود. در طول یک سال بیش از دوبرابر سال‌های مشابه کار و سازندگی و پیشرفت انجام شد. پروژه‌های بزرگ صنعتی ، عمرانی، علمی، پژوهشی ، اقتصادی و فرهنگی و اشتغالزا به اجرا در آمد. رشد بالای اقتصادی و تک رقمی شدن نرخ بیکاری از دستاوردهای این تلاش بزرک است. اصلاحات ساختاری به سرعت ادامه یافت. در عرصه سیاست خارجی عزت و اقتدار ملی و پرچمداری صلح و امنیت حقیقتی به نام ملت ایران بر بام جهان ثبت شد و در پایان سال صحنه عظیم انتخابات عزت آفرین گردید. امروز چهره نورانی ملت بزرگ ایران به عنوان پیشگام نور و روشنایی ، اعتماد به نفس و ایستادگی در جهان می‌درخشد و ملت ایران با سرعت و صلابت و عزم ملی و انگیزه‌های الهی و بشردوستانه این مسیر نورانی را ادامه خواهد داد. البته متاسفانه در طول سال ۸۶مشکلاتی هم داشتیم؟ به خصوص در بخش اقتصاد علی رغم همه تلاش‌ها و ابتکارات و کارهای انجام شده، ایجاد اشتغال، جهش صادرات غیرنفتی، توزیع سهام عدالت و کارهایی که برای افزایش قدرت خرید گروه‌های کم درآمد انجام شد و البته منجر به بهبود نسبی وضعیت جمع کثیری از هموطنان گرامی ما شد؟ اما به علت تورم در سبد مصرفی خانوار، جمع زیادی از هموطنان هم دچار مشکل بودند. درکنار همه پیروزی‌ها و شیرینی ها، غم و غصه مشکلات این هموطنان گرامی در دل ما ماند. البته من درباره علت اصلی تورم قبلا با شمار صحبت کرده ام. فرزندان شما در دولت به طور شبانه روزی و پیوسته در تلاشند تا وضعیت را اصلاح کنند. البته می‌دانید که ما در حال یک نبرد همه جانبه هستیم. در خارج از کشور فشارهای ناشی از تحولات بزرگ اقتصادی، رکود کم سابقه و افزایش بی‌سابقه قیمت‌ها در جهان و در کنار آن بد اخلاقی برخی از دشمنان ما و در داخل هم برخی کج رفتاری‌ها را مشاهده کردیم. اما به فضل الهی در تلاش هستیم تا با یاری ملت و همت جوانان و خدمتگزاران بر این مشکلات فائق بیاییم. در طول سال ۸۶دولت در یک کار بسیار فشرده و مستمر با حضور صاحبنظران و کارشناسان یک طرح بزرگ تحولی اقتصاد را آماده کرده است. طرحی برای ریشه کن کردن نابسامانی‌های موجود در عرصه اقتصاد؟ ریشه کنی برخی ویژه خواری ها، تبعیض ها؟ ناکارآمدی‌ها در تولید و در توزیع منابع بانکی و ثروت، در توزیع یارانه ها، در جمع آوری مالیات ودر توزیع کالا. این طرح آماده شده است و انشا الله اطلاعاتش به استحضار ملت عزیز ایران خواهد رسید و توکل برخدا و با یاری ملت بزرگ ایران اجرا خواهد شد. انشاالله سال ۸۷که سی امین سال پیروزی انقلاب اسلامی است ، همانطور که از طلیعه آن مشهود است، بارندگی و خرمی، انشاالله سالی پر از تلاش و پیشرفت و برکت و پیروزی‌های بزرگتر و نوآوری و شکوفایی برای ملت عزیز ایران خواهد بود. سلام و صلوات خدا بر امام راحل عظیم الشان و شهیدان و مفقودان و جانبازان و آزادگان و خانواده‌های معزز آنان که این راه نورانی را در برابر ملت ما و بشریت امروز گشودند.از خدای مهربان، از خدای مقتدر یگانه سالی سرشار از سلامتی، شادکامی و عزت برای ملت ایران و رفاه و پیشرفت برای همه بشریت مسالت دارم .

             محمود احمدی نژاد ریاست جمهوری اسلامی ایران  

 


comment نظرات ()
متن کامل منشور اخلاقی انتخابات
نویسنده : الف . م - ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٦

متن کامل منشور اخلاقی انتخابات

مجلس هشتم:

وزارات کشور متن کامل منشور اخلاقی انتخابات را منتشر کرد.

در متن این پیام آمده است:

‹‹ وَ هُوَالذی جَعَلَکُم خَلائِف الارض وَ رَفَعَ بَعْضَکُمْ فَوقَ بَعْضَ دَرَجاتٌ لِیَبْلوَکُمْ فیما آتیکُمْ ››

‹‹ و او کسی است که شما را جانشینان و نمایندگان خود در زمین قرار داد و درجات بعضی از شما را بالاتر از بعضی دیگر قرار داد تا شما را بوسیله آن‌چه در اختیارتان قرار داد، بیازماید. ›› ‹‹ آبه 165 سوره انعام ››

‹‹ اِنی بَعَثْتُ لاتَحْمُ مَکارِمُ الاخْلاقْ ›› ‹‹ رسول گرامی اسلام (ص) ››

‹‹ باید اخلاق همه در انتخابات اخلاق اسلامی باشد و افرادی را انتخاب کنید که متعهد به شرق و غرب نباشند و بر صراط مستقیم انسانیت و اسلامیت باشند. ›› ‹‹ امام خمینی(ره) ››

‹‹ انتخابات را به عنوان هدف عالی و شیرین مورد توجه قرار دهید و با پرهیز کامل از هرگونه جنجال و تخریب و بداخلاقی، همه عوامل خود را برای برگزاری پرشور و شوق آن بسیج کنید. ›› ‹‹ مقام معظم رهبری››

مقدمه:

حکومت از دیدگاه اسلام، برخاسته از موضع طبقاتی و سلطه‌گری فردی یا گروهی نیست بلکه تبلور آرمان سیاسی ملتی هم کیش و هم فکر است که به خود سازمان می‌دهد تا در روند تحول فکری و عقیدتی راه خود را به سوی هدف نهایی ( حرکت به سوی الله ) بگشاید . ملت ما در جریان تکامل انقلابی خود از غبارها و زنگارهای طاغوتی زدوده شد و از آمیزه‌های فکری بیگانه خود را پاک نمود و به مواضع فکری و جهان بینی اصیل اسلامی بازگشت و اکنون بر آن است که با موازین اسلامی جامعه نوین(اسوه) خود را بنا کند. بر چنین پایه‌ای، رسالت قانون اساسی این است که زمینه‌های اعتقادی نهضت را عینیت بخشد و شرایطی را به وجود آورد که در آن انسان با ارزش‌های والا و جهان شمول اسلامی پرورش یابد.

‹‹ فصل شیوه حکومت در اسلام از مقدمه قانون اساسی ››

بسم الله الرحمن الرحیم

‹‹ من در برابر قرآن مجید، به خدای قادر متعال سوگند یاد می‌کنم و با تکیه بر شرف انسانی خویش تعهد می‌نمایم که پاسدار حریم اسلام و نگاهبان دستاوردهای انقلاب اسلامی ملت ایران و مبانی جمهوری اسلامی باشم، ودیعه‌ای را که ملت به ما سپرده به عنوان امینی عادل پاسداری کنم و در انجام وظایف وکالت، امانت و تقوی را رعایت نمایم و همواره به استقلال و اعتلای کشور و حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم پای بند باشم، از قانون اساسی دفاع کنم و در گفته‌ها و نوشته‌ها و اظهار نظرها، استقلال کشورو آزادی مردم و تامین مصالح آن‌ها را مدنظر داشته باشم.››

‹‹ متن سوگند نمایندگان مجلس شورای اسلامی ››

انتخابات مظهر تجلی حضور مردم در نظام اسلامی و بستری است که در آن رقابت سیاسی، با هدف خدمت و در چارچوب قانون و در پرتو اخلاق اسلامی معنا و مشروعیت می‌یابد.

حضرت امام (ره) در این زمینه می‌فرمایند:

‹‹ مجلس محل قانون‌گذاری است به همین دلیل شکل‌گیری مجلس باید در چارچوب دقیق قانون باشد و هیچ عاملی جز ضوابط قانونی نباید در تشکیل مجلس شورای اسلامی نقش داشته باشد.››

در آستانه انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی نیز مقام معظم رهبری در جمع مردم یزد یکبار دیگر با دعوت مردم به حضور پرشور و حماسی و انتخاب نمایندگانی اصلح بر رعایت اخلاق انتخاباتی و پرهیز از هرگونه بداخلاقی و تخریب و تهمت زدن به یکدیگر تاکید نموده و می‌فرمایند:

‹‹ هتک آبرو و تخریب افراد در شب نامه ها، مطبوعات، پایگاه های اینترنتی و دیگر وسایل به هیچ وجه صحیح و مصلحت نیست و اینجانب در خواست و اصرار می‌کنم که علاقه‌مندان نامزدها فقط به تبلیغ و تعریف از افراد مورد نظر خود بپردازند و از روش‌های تخریبی معمول در برخی کشورها به شدت پرهیز کنند.››

به منظور تحقق اصول قانون اساسی، رهنمودهای حضرت امام(ره) و تدابیر مقام معظم رهبری برای برگزاری انتخاباتی سالم، پرشور، حماسی و منطبق با اخلاق اسلامی " منشور اخلاقی انتخابات " برای نصب العین قرار دادن مجریان و ناظرین انتخابات، مردم، رسانه‌های جمعی و نامزدها و طرفداران آن‌ها و احزاب و گروه‌های سیاسی ارائه می‌گردد.

هدف:

کمک به برگزاری انتخابات سالم، قانونی و ارائه یک الگوی مناسب انتخاباتی منطبق با ارزش‌ها و اخلاق اسلامی به منظور فرهنگ‌سازی و سوق دادن فضای مسابقه قدرت به مسابقه خدمت و افزایش مشارکت عمومی و تقویت وحدت ملی.

سیاست‌ها:

1- تدوین معیارها و شاخص‌های رعایت اخلاق انتخاباتی، مبتنی بر قانون اساسی، رهنمودهای حضرت امام(ره) و تدابیر مقام معظم رهبری و قوانین موضوعه.

2- استفاده از نظرات، پیشنهادات و همکاری عموم مردم بویژه نخبگان و صاحبنظران احزاب و گروه‌های سیاسی و شخصیت‌های دینی و فرهنگی در جهت تدوین منشور اخلاقی انتخابات.

3- ترویج و هنجارسازی محورهای منشور اخلاقی انتخابات با مشارکت فعال رسانه‌های گروهی، تریبون‌های عمومی دستگاه‌های فرهنگی و عموم مردم.

- محورهای مهم منشور اخلاقی انتخابات:

1- حرکت بر مدار قانون، منویات حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری.

2- تقویت امید و نشاط ملی در ابعاد مختلف با استفاده از فضای انتخابات و پرهیز از سیاه‌نمایی، بزرگ نمایی مشکلات و تخریب دستاوردهای انقلاب اسلامی و موفقیت‌های دولت‌ها.

3- استفاده از فضای تبلیغاتی انتخابات به عنوان یک فرصت ملی برای تقویت استقلال کشور، وحدت ملی و همگرایی قومی و مقابله با توطئه‌های تفرقه‌افکنانه و جنگ روانی دشمن.

4- اهتمام مردم برای تعیین نماینده اصلح و پرهیز از تبعیضات قومی و فامیلی.

5- تلاش برای تبدیل انگیزه‌های قدرت‌طلبانه به انجام خدمت به مردم و پرهیز از ادبیات برد و باخت و جنگ قدرت که موجب بدبینی و یأس مردم خواهد شد.

6- طرح دیدگاه‌ها و توانمندی‌های افراد مورد نظر و پرهیز از تعاریف اغراق آمیز.

7- ارائه پیشنهادها، برنامه‌ها و دیدگاه‌ها متناسب با جایگاه نمایندگی مجلس شورای اسلامی.

8- اجتناب از تخریب، تهمت، تحقیر، افشاء اسرار مخفی نامزدهای انتخاباتی در رسانه‌های گروهی، سایت‌های اینترنتی و مجالس.

9- پرهیز از تبلیغات رنگین و پرهزینه، انتشار تصاویر فریبنده، برگزاری مراسم و میهمانی‌های پرخرج، توزیع هدایا، خرید و فروش آراء و.... .

10- پرهیز نامزدها از مدیون شدن به صاحبان قدرت و ثروت.

11- پرهیز از وعده‌های غیر منطبق با وظایف و اختیارات قانونی نمایندگان از جمله طرح‌های عمرانی.

12- خودداری از مصرف بیت‌المال و امکانات و فرصت‌های اداری برای تبلیغات انتخاباتی نامزدها.

13- پرهیز از شایعه پراکنی و مسموم کردن فضای انتخابات و تشویش اذهان عمومی و تقویت سلامت روانی و سیاسی جامعه.

14- کنترل احساسات و رفتار هواداران و اعضای ستاد و دفاتر انتخاباتی نامزدها در چارچوب منشور.

15- حفظ بی طرفی کامل تمام نیروهای اجرایی و نظارتی انتخابات و دستگاه‌های تبلیغاتی منتسب به حکومت.

16- پرهیز نظامیان و مسوولان دولتی از ورود به احزاب و جناح بندی‌های حزبی و تبلیغات له یا علیه نامزدهای انتخاباتی.

17- احترام به نتایج انتخابات و طرح شکایات در مراجع قانونی و اجتناب از تحریک افکار عمومی و زیرسوال بردن نتایج انتخابات.

18- پرهیز از تضعیف نظام و ترجیح منافع شخصی و گروهی بر مصالح و منافع ملی.

19- پرهیز از نقض اسلامیت و جمهوریت و هویت مردم سالاری دینی نظام جمهوری اسلامی.

20- کنار رفتن داوطلبان نمایندگی در صورت اطمینان از وجود داوطلبان صالح‌تر.

والسلام

کمیته تدوین و ترویج منشور اخلاقی انتخابات:

- جامعه مدرسین حوزه علمیه قم

- شورای نگهبان قانون اساسی

- وزارت کشور

- شورای سیاستگذاری ائمه جمعه

- وزارت اطلاعات

- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

- صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

- خانه احزاب به نمایندگی از احزاب

- بسیج اساتید به نمایندگی از جامعه دانشگاهیان

- مرکز رسیدگی به امور مساجد

- ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر


comment نظرات ()
در سوگ اربعین ...!
نویسنده : الف . م - ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ اسفند ۱۳۸٦
 

در سوگ اربعین

۸ اسفند ۱۳۸۶

صدای پای اشتران از دل کویر می‎آید. کاروانی خسته و غم‎دیده و محزون هر کسی سر به کنج کجاوه گذاشته و آرام آرام می‎گرید، باد با رقص جنون‎آمیز خود شن‎های صحرا را پا به پای خود به وجد آورده و به آسمان می‎برد.

صدای زوزه باد هر از گاهی مصیبت‎دیدگان را از دل دریای غم بیرون می‎آورد.

آری، کاروان اُسراء اینک به سمت مدینه باز می‎گشت، مدینة النّبی که اینک محزون و داغدار پسر پیامبر بود.

هنگامی که کاروان به دوراهی عراق و مدینه رسید، ناگهان نسیمی از جانب کربلا دختر امام حسین (علیه السلام) را متوجّه خود کرد.

آه چه لحظه‎ای بود، صدای شیون او بلند شد و همه را متوجّه خود نمود همگی مست نسیم کوی حسین (علیه السلام) گشتند.

با هم به ساربان گفتند که ما را از دشت کربلا و مزار یار عبور ده.

قافله مسیر خود را تغییر داد. زمان فراق دیگر به سر آمده بود و عاشقان به کوی معشوق نزدیک می‎شدند.

هر چه این فاصله کمتر می‎شد بر شور و افغان کاروان افزوده می‎گشت.

هنگامی که آن پروانگان به مدفن خورشید رسیدند از روی ناقه‎ها همچون برگ خزان خود را به زیر افکندند.

هر کس قبر عزیزی را در آغوش گرفت صدای فغان و ناله در تمام صحرا مستولی گشت. جابر بن عبدالله انصاری نیز که در اربعین به کربلا رسیده بود، با داغدیدگان هم ناله شد.

یکی می‎گوید: همین جا بود که عزیز خود را از دست دادیم.

یکی دیگر می‎گوید: همین جا بود که خیمه‎های ما را آتش زدند و اموالمان را غارت کردند.

آه همین جا بود که شمر با شمشیر سر از بدن حسینم جدا ساخت.

وای عمویم، این جا بودکه او را به شهادت رساندند.

وای پسرم علی اصغر. صدای جانسوز رباب شور دیگری به این مرثیه‎خوانی می‎داد. او سخت می‎گریست، خدا این جا بودکه با تیر سه شعبه گلوی کوچک اصغرم را هدف گرفتند.

آری هر کسی به نحوی از دل غم دیده‎اش عقده‎گشائی می‎کرد.

در این اثنا بی‎بی زینب کبری (سلام الله علیها) خود را تمام قد بر روی قبر برادر انداخت و با اشک و آه و صدای محزون گفت:

ای وای برادرم حسین جان، ای وای محبوب دل پیامبر خدا، ای فرزند مکه و مِنا. ای پسر فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و ای فرزند علی مرتضی (علیه السلام).

ای برادر، شرمنده‎ات گشتم که نازدانه‎ات رقیه را در خرابه شام جا گذاشتم .

ای برادر، اگر اینجا نامحرم نبود، جای تازیانه و سنگ‎ها را به تو نشان می‎دادم.

ای برادر ما را خارجی خواندند و از بالای بام‎ها بر ما سنگ زدند و بر رویمان خاک و خاکستر پاشیدند.

ای عزیز مادرم ای میوه قلبم و ...

ناگهان زینب بی هوش شد و به زمین افتاد.



منبع:

شبکه امام صادق علیه السلام


comment نظرات ()
لبنان در برابر توطئه ها ...
نویسنده : الف . م - ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ بهمن ۱۳۸٦
  


               گفتگوی برادر سید حسن نصرالله
            مبارز مقاومت

سلام علیکم.

مدتی است در لبنان بحث انتخابات شکل گرفته. انتخاباتی که به دلایلی به تعویق می افتد. و شاید این فرصتی است برای اینکه حق آشکار شود و البته فرصتی برای سودجویان!
در این میان حزب الله لبنان همچون همیشه در صحنه حضور دارد و از ایجاد اغتشاش توسط سودجویان بیگانه جلوگیری می کند. زیرا که او پاسدار نعمات الهی است. در رابطه با این انتخابات و مشکلاتی که آن را مرتبا به تعویق می اندازد؛ سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان اعلام کرد:گروه حاکم مشارکت عمومی را رد می کند


 





 


دبیرکل حزب‌الله لبنان تاکید کرد، این حزب ،لبنانی و مستقل است و یکی از منسجم‌ترین و سازمان یافته‌ترین احزاب دنیا است. حزب‌الله خود رهبرانش را انتخاب می کند و آنان نیز دبیرکل را برمی‌گزینند.
وی در همین ارتباط ادعای برخی افراد و محافل را مبنی بر اینکه حزب‌الله تشکلی ایرانی و یا سوری است و اختیارات آن نیز از سوی آنها تعیین و یا تعدیل می‌شود رد کرد و گفت چنین ادعاهایی مضحک بوده و باید تاکید شود که حزب‌الله هیچگاه تابع اراده و یا تمایلات خارجی نبوده است.
بر عکس آنچه که ادعا می‌شود ، این حزب‌الله است که بر دیگر طرفها تاثیر می‌گذارد و این سوریه است که در مرحله اخیر ، مصلحت مخالفان دولت لبنان را بر مصلحت خود ترجیح داد.
نصرالله در ادامه اظهارات خود به توطئه‌های آمریکا در لبنان اشاره کرد و گفت واشنگتن نمی‌خواهد مقاومت در لبنان باشد و دیگر آنکه یکی از اهداف آمریکا تلاش برای اسکان دایم پناهندگان فلسطینی در لبنان تا خیال اسراییل از این نظر آسوده شود.
دبیرکل حزب‌الله یکی دیگر از اهداف آمریکا در لبنان را روی کار آوردن دولتی متمایل به واشنگتن دانست و گفت دولت کنونی نیز همین هدف را دنبال می کند و بر همین اساس درگیری اصلی ما با گروه 14مارس نیست بلکه با طرح‌های آمریکا است که می‌خواهد بر لبنان تحمیل کند.
وی خاطر نشان کرد نتایج نظر سنجی‌ها نشان می‌دهد که مخالفان دولت کنونی لبنان ،بین مردم ازجایگاه بهتر و محبوب‌تری برخوردارندو این مربوط به‌عوامل مذهبی و طایفه‌ای نیست.
دبیرکل حزب‌الله به دشمنی‌های آمریکا با سوریه و همراهی گروه 14مارس با این هدف اشاره کرد و گفت : کسی نمی‌خواهد سوریه بر لبنان حکمرانی کند اما دشمنی با این کشور نیز به مصلحت نیست. 
 قطعنامه 1559شورای امنیت این امکان را به آمریکا داد تا از طریق لبنان بر ضد سوریه اقدام کند.
گروه حاکم در لبنان ( دولت و حامیان 14مارسی آن ) مشارکت عمومی را در این کشور رد می‌کنند.
وی افزود: مخالفان دولت خواهان مشارکت هستند اما گروه حاکم خواهان این موضوع نیست.
وی اضافه کرد: حزب‌الله پس از انتخابات سال 2005مجلس ، برای نخستین بار وارد دولت لبنان شد و در کابینه فواد سنیوره حضور یافت اما پس از مدتی دریافت که در دولت تصمیم‌گیری هایی وجود دارد که ما در آن فقط ناظر هستیم.
بر همین اساس از دولت خارج شدیم و اکنون نیز اگر مخالفان خواهان سهمیه یک سوم به علاوه یک از وزیران کابینه آینده هستند برای آن است که از تصویب و اجرای طرح‌های آمریکایی از جمله اسکان دایم فلسطینیان در دولت آینده لبنان جلوگیری کنند.
اگر حامیان دولت اعلام کنند ما با مشارکت مخالفان دولت موافقیم مشکل حل خواهد شد اما آنان خواهان آن هستند که همه زمان امور را در دست داشته باشند.
وی در همین ارتباط به پیمان طایف که در سال 1989در شهر طایف عربستان بین سران سیاسی لبنان منعقد شد و به درگیری‌های داخلی این کشور پایان داد اشاره کرد و گفت بین مسیحیان لبنان تمایلی برای تعدیل در این پیمان وجود دارد تا در نتیجه آن جایگاه رییس جمهوری ( که سهمیه مسیحیان مارونی است ) تحکیم و تقویت شود.
حزب‌الله خواهان تعدیل در این پیمان نیست اما اگر اجماع عمومی در لبنان در این زمینه وجود داشته باشد ما هم با آن مخالفت نخواهیم کرد اما تاکید می‌کنیم خواهان سه جانبه بودن قدرت و تغییر فرمول سیاسی کنونی در لبنان نیستیم.
فرانسوی‌ها پیشنهاد تعدیل پیمان طایف را به ایرانی‌ها ارایه کردند و ایرانی‌ها نیز گفتند این موضوع مربوط به خود لبنانی‌ها است.
سید حسن نصرالله خواسته طرفداران دولت و گروه 14مارس برای استفاده از حد نصاب نصف به‌علاوه‌یک آرای نمایندگان مجلس لبنان برای انتخاب رییس جمهوری را غیر قانونی دانست و گفت برای رفع اختلاف در خصوص تفسیر قانون اساسی در این زمینه نیاز به شورای قانون اساسی هست تا با آن برخوردی حقوقی داشته باشد نه سیاسی و در مجموع ما در صورتی با تعدیل قانون اساسی موافقیم که لبنانی‌ها با آن موافق باشند.
حد نصاب اصلی برای انتخاب رییس جمهوری لبنان ، کسب دو سوم آرای 128 نماینده مجلس لبنان این کشور است.
با اینکه مخالفان اکنون پشتیبانی نیمی از مردم لبنان را دارند اما تعداد نمایندگانشان در مجلس کمتر است و ما نیز خواهان نیمی از تعداد وزیران کابینه آینده نشدیم بلکه خواهان یک سوم به علاوه یک کرسی‌های وزارتی هستیم تا تضمینی برای سلامت ، مشروعیت و قانونی بودن تصمیم‌های دولت آینده باشد.
وی گفت : چنین موضوعی مشارکت همه را در تصمیم‌گیری محقق می‌سازد اما برخی در لبنان می‌گویند برای تحقق این موضوع باید از روی جنازه آنان عبور کرد و یا اینکه تشکیل چنین کابینه‌ای را دولتی " انتحاری " می‌دانند.
مشکل کنونی لبنان با انتخاب رییس جمهوری توافقی حل می‌شود و چنین ویژگی را میشل سلیمان فرمانده کنونی ارتش لبنان دارا است. دبیرکل حزب‌الله لبنان اعلام کرد تلاشهای میانجیگرانه برای حل بحران لبنان بر خلاف اظهارات رییس جمهوری فرانسه ، به بن بست نرسیده وعلاوه‌بر فرانسوی‌ها ،از سوی جهان عرب نیز تحرکی آغاز شده است و افزود:آنچه مسلم‌است اینکه نه سوریه سخنگوی مخالفان است و نه فرانسه سخنگوی حامیان دولت.
وی تاکید کرد اگر گروه 14مارس بخواهد رییس جمهوری آینده را با حد نصاب نصف به علاوه یک آرای نمایندگان انتخاب کند آنگاه مخالفان نیز دست بسته نخواهند نشست و تحرک لازم را از خود نشان خواهند داد و اگر تاکنون در این زمینه اقدامی نکرده‌اند به خاطر مصلحت کشور و جلوگیری از بروز فتنه و جنگ داخلی بوده است و اگر لازم باشد در چارچوب قانون و مقررات ، اقداماتی را انجام خواهند داد.
مخالفان خواهان به بن بست رسیدن میانجیگری‌ها نیستند امااگر رکود کنونی ادامه یابد در هفته‌های آینده نشستهایی را ترتیب خواهند داد و تصمیم‌هایی را اتخاذ خواهند کرد.
هر چند وضعیت کنونی و کشور بدون رییس جمهوری خوب نیست اما این وضعیت بر حاکمیت دولت کنونی ارجحیت دارد ، آنان ( گروه 14 مارس و دولت ) باید بدانند که دولت آتی باید متشکل از وزیرانی باشد که بر اساس جایگاه قانونی فراکسیونهای پارلمانی انتخاب شده باشند.
         
        خدایا فرزندان مقاومت را حامی باش !

comment نظرات ()
باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است ...
نویسنده : الف . م - ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٦

 باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است ..... باز اين چه نوحه وعزا وماتم است

باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است

                            باز اين چه  نوحه و عزا و ماتـم است

 


comment نظرات ()
گام به گام با کاروان عشق
نویسنده : الف . م - ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٦

گام‌ به‌ گام‌ با كاروان‌ عشق

۳۰ دي ۱۳۸

كاروان‌ كربلا پس‌ از وداع‌ با پیامبر(ص) و حضرت‌ زهرا (س‌) و امام‌ مجتبی‌(ع) شب‌یكشنبه‌ بیست‌ و هشتم‌ رجب‌ سال‌ شصت‌ هجری‌ مدینه‌ را به‌ سوی‌ مكه‌ ترك‌ نمودند.امام‌ حسین‌(ع) از بیعت‌ با یزید خودداری‌ كرده‌ و شبانه‌ همراه‌ خانوادة‌ خویش‌ از مدینه‌ به‌مكه‌ حركت‌ نمود. یك‌ جامعه‌ نمونه‌ در این‌ كاروان‌ متجسم‌ بود. در دل‌ تاریكی‌ از كوره‌راه‌های‌ بیابان‌ها گذر كردند و منزل‌ به‌ منزل‌ راه‌ سپردند.

یك‌ ماه‌ و چند روز از بیابان‌ها و كوهستان‌ها گذشتند و در هر منزل‌ از خود، ردّی‌ ازروشنایی‌ و كرامت‌ باقی‌ نهادند. روز سوم‌ شعبان‌ سال‌ شصت‌ هجری‌ درست‌ در روز میلادامام‌ حسین‌ (ع) كاروان‌ امام‌ به‌ مكه‌ رسید و در محلة‌ شعب‌ علی‌ در خانه‌ عباس‌ بن‌عبدالمطلب‌ اقامت‌ گزید. مردم‌ مكه‌ به‌ استقبال‌ و دیدار خاندان‌ پیامبر(ص) آمدند. در این‌ایام‌ كه‌ در آستانه‌ برگزاری‌ مراسم‌ حج‌ بود بسیاری‌ از مسلمانان‌ از سراسر قلمرو اسلامی‌ به‌مكه‌ می‌آمدند و این‌ فرصت‌ مناسبی‌ برای‌ امام‌ حسین‌ (ع) و خاندان‌ پیامبر9 بود تا بامردم‌ صحبت‌ كنند و نسیم‌ آزادی‌ در مكه‌ وزیدن‌ گیرد.

از سوم‌ شعبان‌ تا هشتم‌ ذی‌ الحجه‌ كه‌ امام‌ حسین‌ (ع) از مكه‌ به‌ قصد كوفه‌عزیمت‌ نمود بیش‌ از چهارماه‌ در مكه‌ اقامت‌ داشتند. در این‌ مدت‌، مردم‌ گروه‌ گروه‌ باامام‌حسین‌(ع) تماس‌ می‌گرفتند و ابراز وفاداری‌ و حمایت‌ می‌كردند.

در دهم‌ رمضان‌ نامه‌ای‌ از سران‌ و اعیان‌ كوفه‌ به‌ امام‌ حسین‌ (ع) رسید كه‌ در آن‌نامه‌ از امام‌ دعوت‌ شده‌ بود به‌ كوفه‌ برود تا كوفیان‌ به‌ رهبری‌ امام‌ با یزید بجنگند.

امام‌ در پاسخ‌ نامه‌های‌ مكرر سران‌ و مردم‌ كوفه‌، مسلم‌ بن‌ عقیل‌ (پسر عموی‌خود) را به‌ كوفه‌ فرستاد تا میزان‌ صحت‌ گفتة‌ كوفیان‌ را به‌ اطلاع‌ امام‌ برساند.

با اعزام‌ مسلم‌ بن‌ عقیل‌ به‌ كوفه‌، هجده‌ هزار نفر از مردم‌ كوفه‌ با امام‌ بیعت‌ كردند ومسلم‌ خبر این‌ بیعت‌ و وفاداری‌ را به‌ امام‌ ارسال‌ داشت‌. لیك‌ با تغییر یافتن‌ حاكم‌ كوفه‌وضع‌ِ مردم‌ نیز تغییر یافت‌. ابن‌ زیاد از طرف‌ یزید بن‌ معاویه‌ به‌ عنوان‌ حاكم‌ كوفه‌ انتخاب‌شد و با فریب‌ و توطئه‌ و قتل‌ و كشتار، مردم‌ِ كوفه‌ را از همراهی‌ با مسلم‌ بازداشت‌ تا جایی‌كه‌ مسلم‌ در یك‌ جنگ‌ نابرابر به‌ تنهایی‌ با سربازان‌ ابن‌ زیاد جنگید و سرانجام‌ دستگیر وبه‌ شهادت‌ رسید.

همزمان‌ با این‌ واقعه‌ و مطلع‌ شدن‌ یزید از نهضت‌ امام‌ حسین‌ (ع) و فعالیت‌های‌ایشان‌ سپاهی‌ را به‌ فرماندهی‌ عمر بن‌ سعد جهت‌ دستگیری‌ یا قتل‌ امام‌ حسین‌ (ع) به‌مكه‌ اعزام‌ نمود و امام‌ (ع) وقتی‌ از ماجرا آگاه‌ شد دیگر نتوانست‌ منتظر رسیدن‌ نامة‌ مسلم‌بن‌ عقیل‌ باشد و ناچاراً در هشتم‌ ذی‌ حجه‌ مكه‌ را به‌ قصد كوفه‌ ترك‌ نمود.

حركت‌ كاروان‌ امام‌ از هشتم‌ ذی‌ حجه‌ تا دوم‌ محرم‌ كه‌ به‌ كربلا رسید، حركتی‌ بودبرای‌ بیدار نمودن‌ انسان‌های‌ تمامی‌ تاریخ‌. این‌ كاروان‌، منزل‌ به‌ منزل‌ راه‌ می‌سپرد تاآمیزه‌ای‌ از عظمت‌ و عزت‌ و مظلومیت‌ را بر صفحات‌ تاریخ‌ بنگارد و سرانجام‌ این‌ كاروان‌در دهم‌ محرم‌ 61 هجری‌ حماسه‌ای‌ را آفرید، حماسه‌ عشق‌، حماسة‌ هویت‌ انسانی‌،حماسة‌ عاشورا.

روز شمار این‌ حماسه‌، شمارش‌ لحظاتی‌ است‌ كه‌ انسان‌هایی‌ عاشق‌ از فراز این‌روزها به‌ معراج‌ رفتند و در هر منزلی‌ از خود خاطره‌ای‌ به‌ جای‌ نهادند، خاطره‌ای‌ كه‌ هرقصة‌ آن‌ درسی‌ از عزت‌ نفس‌ و كرامت‌ ذاتی‌ انسان‌ كامل‌ امام‌ حسین‌ (ع) می‌باشد.

روزشمار فاجعه كربلا
پانزدهم‌ رجب‌ 60 ه . ق‌: مرگ‌ معاویه‌ و شروع‌ خلافت‌ یزید بن‌ معاویه‌.

ـ نامة‌ یزید به‌ والی‌ مدینه‌ جهت‌ اخذ بیعت‌ با امام‌ حسین‌ (ع).

اواخر رجب‌ 60 ه . ق‌: رسیدن‌ نامة‌ یزید به‌ والی‌ مدینه‌ و عدم‌ بیعت‌ امام‌ حسین‌بایزید.

بیست‌ و هشت‌ رجب‌ 60 ه . ق‌: حركت‌ امام‌ حسین‌ (ع) از مدینه‌ به‌ سوی‌ مكه‌ (روزیكشنبه‌)

سوم‌ شعبان‌ 60 ه . ق‌: ورود امام‌ حسین‌ (ع) به‌ مكه‌ و سكونت‌ آن‌ حضرت‌ وخاندانش‌ در خانه‌ عباس‌ بن‌ عبدالمطلب‌. (حضور امام‌ در مكه‌ مدت‌ چهار ماه‌ و چند روزبوده‌ است‌).

دهم‌ رمضان‌ 60 ه . ق‌: وصول‌ نامة‌ مردم‌ كوفه‌ به‌ امام‌ حسین‌ توسط‌ عبدالله‌ بن‌سبع‌ الهمدانی‌ و عبدالله‌ بن‌ وال‌ تمیمی‌.

دوازدهم‌ رمضان‌ 60 ه . ق‌: وصول‌ یكصد و پنجاه‌ نامه‌ از كوفه‌ به‌ امام‌ حسین‌ (ع)توسط‌ قیس‌ بن‌ مسهر و عبدالرحمن‌ بن‌ عبدالله‌ و عماره‌ بن‌ عبید.

چهاردهم‌ رمضان‌ 60 ه . ق‌: وصول‌ نامه‌ سران‌ و مردم‌ كوفه‌ به‌ امام‌ حسین‌ (ع)توسط‌ هانی‌ بن‌ هانی‌ السبیعی‌ و سعید بن‌ عبدالله‌ النخعی‌.

پانزدهم‌ رمضان‌ 60 ه . ق‌: حركت‌ جناب‌ مسلم‌ بن‌ عقیل‌ به‌ سوی‌ كوفه‌.

ـ ارسال‌ نامه‌ توسط‌ امام‌ به‌ رؤسای‌ بصره‌.

پنجم‌ شوال‌ 60 ه . ق‌: ورود جناب‌ مسلم‌ بن‌ عقیل‌ به‌ كوفه‌ و بیعت‌ هیجده‌ هزار ازمردم‌ كوفه‌ با مسلم‌

هشتم‌ ذی‌ حجه‌ 60 ه . ق‌: ورود عمر بن‌ سعد با لشكری‌ انبوه‌ به‌ مكه‌ برای‌دستگیری‌ امام‌ حسین‌ (ع) (چهارشنبه‌)

ـ حركت‌ امام‌ از مكه‌ به‌ سوی‌ كوفه‌.

ـ ورود ابن‌ زیاد به‌ كوفه‌ و محاصره‌ قصر ابن‌ زیاد توسط‌ مسلم‌ و یارانش‌.

نهم‌ ذی‌ حجه‌ 60 ه . ق‌: توطئة‌ ابن‌ زیاد و پراكنده‌ شدن‌ یاران‌ مسلم‌ ـ


ـ جنگ‌ مسلم‌ با سپاه‌ ابن‌ زیاد.

ـ هواخواهی‌ عباس‌ بذائی‌ (قره‌داغی‌) از مسلم‌ و شهادت‌ او به‌ دست‌ سربازان‌ابن‌زیاد.

ـ شهادت‌ مسلم‌ بن‌ عقیل‌ و هانی‌ بن‌ عروه‌ در كوفه‌ به‌ دستور ابن‌ زیاد.

ـ فرود آمدن‌ كاروان‌ امام‌ در «ابطح‌» و پیوستن‌ ابن‌ ثبیط‌ بصری‌ و فرزندانش‌به‌امام‌.

ـ فرود آمدن‌ كاروان‌ امام‌ حسین‌ در مكانی‌ به‌نام‌ «تنعیم‌» در دو فرسنگی‌ مكه‌.

ـ فرود آمدن‌ امام‌ در «صِفاح‌» و دیدار فرزدق‌ شاعر با امام‌.

ـ فرود آمدن‌ كاروان‌ امام‌ در «وادی‌ العقیق‌» و پیوستن‌ عون‌ و محمد فرزندان‌حضرت‌ زینب‌ (س‌) به‌ كاروان‌ امام‌.

ـ فرود آمدن‌ امام‌ در «وادی‌ الصّفرا».

ـ فرود كاروان‌ امام‌ در «ذات‌ عِرق‌» و پیوستن‌ گروهی‌ از مسلمانان‌ به‌ امام‌.

ـ فرود كاروان‌ امام‌ در «حاجِر» در ناحیة‌ «بطن‌ الرمه‌» و نوشتن‌ نامه‌ای‌ به‌ مسلم‌ بن‌عقیل‌ و شیعیان‌ كوفه‌ و ارسال‌ آن‌ توسط‌ قیس‌ بن‌ مسهر صیداوی‌.

پانزده‌ ذی‌ حجه‌ 60 ه . ق‌: فرود كاروان‌ امام‌ در «فَیْدْ».

ـ فرود كاروان‌ امام‌ در «اجفُر».

بیست‌ و دوم‌ ذی‌ حجه‌ 60 ه . ق‌: شهادت‌ میثم‌ تمار (صحابه‌ امام‌ علی‌) در كوفه‌توسط‌ ابن‌ زیاد.

ـ ارسال‌ نامة‌ امام‌ به‌ كوفه‌ توسط‌ عبدالله‌ بن‌ یقطر (برادر رضاعی‌ امام‌).

بیست‌ و ششم‌ ذی‌ حجه‌ 60 ه . ق‌: ورود كاروان‌ امام‌ به‌ «زروُد»، نزدیكی‌«خزیمیه‌».

ـ پیوستن‌ «زهیر بن‌ قین‌» به‌ امام‌.

ـ ورود كاروان‌ امام‌ به‌ منطقة‌ «زباله‌» در نزدیكی‌ كوفه‌.

ـ رسیدن‌ خبر شهادت‌ مسلم‌ بن‌ عقیل‌ و هانی‌ بن‌ عروه‌ به‌ امام‌.

ـ ورود كاروان‌ امام‌ به‌ «ثعلبیه‌» و توقف‌ شبانه‌ در آن‌جا.

ـ ورود كاروان‌ امام‌ به‌ «القاع‌» ـ

ـ عبور كاروان‌ امام‌ از «درة‌ العقبه‌» در نزدیكی‌ بیابان‌های‌ كوفه‌.

ـ ورود به‌ «شراف‌» و توقف‌ شبانه‌ در آن‌جا.

بیست‌ و هفتم‌ ذی‌ حجه‌ 60 ه . ق‌: روبه‌رویی‌ كاروان‌ امام‌ با سپاه‌ حر بن‌ یزیدریاحی‌.

ـ قرار گرفتن‌ كاروان‌ امام‌ در دامنه‌ كوه‌ «ذو حُسَم‌ْ».

ـ جلوگیری‌ حرّ از حركت‌ كاروان‌ امام‌ به‌ سوی‌ كوفه‌.

ـ حركت‌ كاروان‌ امام‌ به‌ منطقه‌ «البیضه‌».

بیست‌ و هشتم‌ ذی‌ حجه‌ 60 ه . ق‌: عبور كاروان‌ امام‌ از «عُذیب‌ِ الهجانات‌».

ـ رسیدن‌ خبر شهادت‌ عبدالله‌ بن‌ یقطر در كوفه‌ به‌ دست‌ ابن‌ زیاد.

ـ عبور كاروان‌ امام‌ از قادسیه‌.

ـ فرود كاروان‌ امام‌ در «قصر بنی‌ مُقاتل‌» و توقف‌ شبانه‌ در آن‌جا.

دوم‌ محرم‌ 61 ه . ق‌: فرود كاروان‌ امام‌ به‌ كربلا (روز پنجشنبه‌).

ـ حركت‌ عمر بن‌ سعد با لشكری‌ انبوه‌ به‌ كربلا.

سوم‌ محرم‌ 61 ه . ق‌: ورود سپاه‌ عمر بن‌ سعد به‌ كربلا.

ششم‌ محرم‌ 61 ه . ق‌: تجمع‌ بیست‌ هزار سپاهی‌ در سپاه‌ عمر سعد.

ـ رسیدن‌ نامه‌ ابن‌ زیاد به‌ عمر بن‌ سعد مبنی‌ بر بستن‌ راه‌ رودخانه‌ فرات‌ به‌ روی‌كاروان‌ امام‌.

ـ آمادگی‌ گروهی‌ از قبیله‌ بنی‌ اسد برای‌ پیوستن‌ به‌ امام‌ و حمله‌ چهارصد نفر ازسپاه‌ عمر سعد به‌ آن‌ قبیله‌ و كشتار آنان‌.

هشتم‌ محرم‌ 61 ه . ق‌: حركت‌ حضرت‌ عباس‌ با بیست‌ و هشت‌ نفر ]یا سی‌ سوار وبیست‌ پیاده‌ با بیست‌ مشك‌ آب‌[ به‌ طرف‌ رود فرات‌ و آوردن‌ آب‌ بعد از درگیری‌ با مأموران‌عمر بن‌ سعد.

ـ ملاقات‌ شبانه‌ امام‌ با عمر سعد.

ـ صدور فرمان‌ جنگ‌ توسط‌ ابن‌ زیاد.

هم‌ محرم‌ 61 ه . ق‌: حركت‌ لشكر عمر بن‌ سعد به‌ سوی‌ كاروان‌ امام‌.

ـ مهلت‌ خواستن‌ امام‌ از عمر بن‌ سعد برای‌ یك‌ شب‌.

ـ آوردن‌ امان‌نامه‌ توسط‌ شمر برای‌ حضرت‌ ابوالفضل‌ و برادرانش‌ و خودداری‌ آنان‌از پذیرفتن‌ امان‌نامه‌.

ـ آماده‌سازی‌ كاروان‌ امام‌ برای‌ جنگ‌ فردا.

دهم‌ محرم‌ 61 ه . ق‌: وقوع‌ فاجعة‌ جانسوز كربلا و شهادت‌ امام‌ حسین‌ (ع) و هفتادو دو تن‌ از یاران‌ وفادارش‌ (جمعه‌ یا شنبه‌).

ـ غروب‌ دهم‌ محرم‌: غارت‌ خیام‌ امام‌ و آتش‌ زدن‌ آنها.

ـ اسیر گرفتن‌ بازماندگان‌ كاروان‌ امام‌.

ـ اسب‌ تاختن‌ بر جسد شهدا.

ـ فرستادن‌ سر شهدا به‌ كوفه‌.

یازدهم‌ محرم‌ 61 ه . ق‌: حركت‌ اسرا به‌ سوی‌ كوفه‌.

دوازدهم‌ محرم‌ 61 ه . ق‌: ورود كاروان‌ اسرا به‌ كوفه‌.

ـ سخنرانی‌ حضرت‌ زینب‌ و ام‌ كلثوم‌ و فاطمه‌ در كوچه‌های‌ كوفه‌.

ـ دفن‌ شهدا در كربلا توسط‌ جمعی‌ از مردم‌ قبیلة‌ بنی‌ اسد.

ـ سخنرانی‌ ابن‌ زیاد در مسجد كوفه‌ و اعتراض‌ عبدالله‌ عفیف‌ به‌ ابن‌ زیاد ودستگیری‌ و شهادت‌ عبدالله‌، به‌ دستور ابن‌ زیاد.

پانزدهم‌ محرم‌ 61 ه . ق‌: حركت‌ كاروان‌ اسرا از كوفه‌ به‌ شام‌.

اول‌ صفر 61 ه . ق‌: ورود كاروان‌ اسیران‌ به‌ شام‌ (بعد از هیجده‌ روز).

ـ سخنرانی‌ حضرت‌ زینب‌ (س‌) در كاخ‌ یزید.

ـ سخنرانی‌ امام‌ سجاد (ع) در مسجد جامع‌ شام‌.

بیستم‌ صفر 61 ه . ق‌: ورود جابر بن‌ عبدالله‌ انصاری‌ به‌ كربلا برای‌ زیارت‌.

ـ ورود كاروان‌ اسیران‌ به‌ كربلا برای‌ زیارت‌ مزار شهدا.

ـ حركت‌ از كربلا به‌ مدینه‌.

ـ ورود كاروان‌ اسیران‌ به‌ مدینه‌.

ـ سخنرانی‌ امام‌ سجاد در دروازة‌ مدینه‌.

ـ ورود به‌ مسجد النبی‌ و زیارت‌ حرم‌ مطهر پیامبر.

پانزدهم‌ رجب‌ 62 ه . ق‌: وفات‌ حضرت‌ زینب‌ (س‌).

منازل‌ مسیر كاروان‌ امام‌ از مكه‌ تا كربلا

منزل‌ اول‌: ابطح‌

منزل‌ دوم‌: تنعیم‌

منزل‌ سوم‌: صِفاح‌

منزل‌ چهارم‌: وادی‌ العقیق‌

منزل‌ پنجم‌: وادی‌ الصّفرا

منزل‌ ششم‌: ذات‌ِ عِرق‌

منزل‌ هفتم‌: حاجِر

منزل‌ هشتم‌: فَید

منزل‌ نهم‌: اِجفَر

منزل‌ دهم‌: خُزَیمیّه‌

منزل‌ یازدهم‌: شقوق‌

منزل‌ دوازدهم‌: زرود

منزل‌ سیزدهم‌: ثعلبیه‌

منزل‌ چهاردهم‌: زباله‌

منزل‌ پانزدهم‌: القاع‌

منزل‌ شانزدهم‌: عقبه‌

منزل‌ هفدهم‌: قرعاء

منزل‌ هجدهم‌: مغیثه‌

منزل‌ نوزدهم‌: شراف‌

منزل‌ بیستم‌: ذَوحُسُم‌

منزل‌ بیست‌ و یكم‌: البیضه‌

منزل‌ بیست‌ و دوم‌: عُذیب‌ الهجانات‌

منزل‌ بیست‌ و سوم‌: قصر بنی‌ مقاتل‌

منزل‌ بیست‌ و چهارم‌: نینوا

منزل‌ بیست‌ و پنجم‌: كربلا

نواب‌ راجی‌

________________________________________

منابع‌:

1ـ با كاروان‌ امام‌ حسین‌ (ع) از مدینه‌ تا كربلا، بهاء الدین‌ قهرمانی‌ نژاد شائق‌، انتشارات‌شكوری‌، قم‌، 1378 ش‌.

2ـ پیام‌آور عاشورا، سید عطاءالله‌ مهاجرانی‌، انتشارات‌ اطلاعات‌، تهران‌، چاپ‌ چهارم‌،1376 ش‌.

3ـ تحقیق‌ درباره‌ اول‌ اربعین‌ حضرت‌ سید الشهداء، سید محمد علی‌ قاضی‌ طباطبائی‌،تبریز، چاپ‌ دوم‌، 1397 ه . ق‌.

4ـ حماسه‌سازان‌ كربلا، محمد سماوی‌، ترجمه‌: عقیقی‌ بخشایشی‌، دفتر نشر نوید اسلام‌،قم‌، 1369 ش‌.

5ـ خورشید بر نیزه‌، دكتر نورالله‌ حسین‌خانی‌، انتشارات‌ مسعی‌ ـ نشر خیرالله‌، تهران‌، چاپ‌اول‌، 1379 ش‌.

6ـ لهوف‌، سید بن‌ طاووس‌، ترجمه‌: دكتر عقیقی‌ بخشایشی‌، دفتر نشر نوید اسلام‌، قم‌،چاپ‌ چهارم‌، 1378 ش‌..

7- راهنماى تبلیغ ؛ از طر یق سایت بنیاد اندیشه اسلامی


comment نظرات ()
روضه دكتر شريعتي در رور عاشورا
نویسنده : الف . م - ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٦

روضه دکتر شریعتی در روز عاشورا

۳۰ دي ۱۳۸۶ - ۲۲:۵۳

شب عاشورا بود ، عاشورای سال 49
گفتم بروم به مجلس روضه ای ، از همین روضه ها که همه جا هست و صدایش از هر کوچه و خانه امشب بلند است. دیدم، ایمان وتعصب من به عظمت حسین و کار حسین بیش از آن است که بتوانم آن همه تحقیر ها را بشنوم و تحمل کنم. منصرف شدم.

اما شب عاشورا بود شهر یکپارچه روضه بود وخانه یکپارچه سکوت و درد، چه می توانستم کرد؟ از خودم توانستم منصرف شوم، از روضه توانستم منصرف شوم ،اما چگونه می توانمستم خود را از عاشورا منصرف کنم؟

نامه ام را که به دوستم نوشته بودم - دوستی که هرگاه روزگار عاجزم میکرد و رنج به نالیدنم وا می داشت، به پناه او می رفتم - برگرفتم ، گفتم در این تنهایی درد و این شب سوگ ، بنشینم و با خود سوگواری کنم، مگر نمی شود تنها عزاداری کرد؟ نشستم و روضه ای برای دل خویش نوشتم ، آنچه را در نامه ی او برای خود نوشته بودم و تصور غربت و رنج خودم بود، تصحیح کردم تا تصویر غربت و رنج حسین گرد.

... پیش چشمم را پرده ای از خون پوشیده است.


در میان هیاهوی مکرر و خاطره انگیز دجله و فرات، این دو خصم خویشاوندی که هفت هزار سال، گام به گام با تاریخ همسفرند، غریو و غوغای تازه ای برپا است:

صحرای سوزانی را می نگرم، با آسمانی به رنگ شرم، و خورشیدی کبود و گدازان، و هوایی آتش ریز، و دریای رملی که افق در افق گسترده است، و جویباری کف آلود از خون تازه ای که می جوشد و گام به گام، همسفر فرات زلال است.

و شمشیرها از همه سو برکشیده، و تیرها از همه جا رها، و خیمه ها آتش زده و رجاله در اندیشه غارت، و کینه ها زبانه کشیده و دشمن همه جا در کمین، و دوست بازیچه دشمن و هوا تفتیده و غربت سنگین و دشمن شوره زاری بی حاصل و شن ها داغ و تشنگی جان گزا و دجله سیاه، هار و حمله ور و فرات سرخ، مرز کین و مرگ در اشغال «خصومت جاری» و ...

می ترسم در سیمای بزرگ و نیرومند او بنگرم، او که قربانی این همه زشتی و جهل است.

به پاهایش می نگرم که همچنان استوار و صبور ایستاده و این تن صدها ضربه را بپاداشته است.

ترسان و مرتعش از هیجان، نگاهم را بر روی چکمه ها و دامن ردایش بالا می برم:

اینک دو دست فرو افتاده اش،

دستی بر شمشیری که به نشانه شکست انسان، فرو می افتد، اما پنجه های خشمگینش، با تعصبی بی حاصل می کوشد،تا هنوز هم نگاهش دارد

جای انگشتان خونین بر قبضه شمشیری که دیگر ...

... افتاد!

و دست دیگرش، همچنان بلاتکلیف.

نگاهم را بالاتر میکشانم:

از روزنه های زره خون بیرون می زند و بخار غلیظی که خورشید صحرا میمکد تا هر روز، صبح و شام، به انسان نشان دهد و جهان را خبر کند.

نگاهم را بالاتر میکشانم:

گردنی که، همچون قله حرا، از کوهی روییده و ضربات بی امان همه تاریخ بر آن فرود آمده است. به سختی هولناکی کوفته و مجروح است، اما خم نشده است.

نگاهم را از رشته های خونی که بر آن جاری است باز هم بالاتر می کشانم:

ناگهان چتری از دود و بخار! همچون توده انبوه خاکستری که از یک انفجار در فضا میماند و ...

دیگر هیچ !

پنجه ای قلبم را وحشیانه در مشت میفشرد، دندان هایی به غیظ در جگرم فرو میرود، دود داغ و سوزنده ای از اعماق درونم بر سرم بالا می آید و چشمانم را می سوزاند، شرم و شکنجه سخت آزارم می دهد، که:

«هستم»، که «زندگی می کنم».

این همه «بیچاره بودن» و بار «بودن» این همه سنگین!

اشک امانم نمی دهد؛ نمی توانم ببینم.

پیش چشمم را پرده ای از اشک پوشیده است.

در برابرم، همه چیز در ابهامی از خون و خاکستر می لرزد، اما همچنان با انتظاری از عشق و شرم، خیره می نگرم؛

شبحی را در قلب این ابر و دود باز می یابم، طرح گنگ و نامشخص یک چهره خاموش، چهره پرومته، رب النوعی اساطیری که اکنون حقیقت یافته است.

هیجان و اشتیاق چشمانم را خشک میکند. غبار ابهام تیره ای که در موج اشک من می لرزد، کنارتر میرود . روشن تر می شود و خطوط چهره خواناتر.

هم اکنون سیمای خدایی او را خواهم دید؟

چقدر تحمل ناپذیز است دیدن این همه درد، این همه فاجعه، در یک سیما، سیمایی که تمامی رنج انسان را در سرگذشت زندگی مظلومش حکایت می کند. سیمایی که ...

چه بگویم؟

مفتی اعظم اسلام او را به نام یک «خارجی عاصی بر دین الله و رافض سنت محمد» محکوم کرده و به مرگش فتوی داده است.

در پیرامونش، جز اجساد گرمی که در خون خویش خفته اند، کسی از او دفاع نمی کند.

همچون تندیس غربت و تنهایی و رنج، از موج خون، در صحرا، قامت کشیده و همچنان، بر رهگذر تاریخ ایستاده است.

نه باز می گردد،

که : به کجا؟

نه پیش می رود،

که : چگونه؟

نه می جنگد،

که : با چه؟

نه سخن می گوید،

که : با که؟

و نه می نشیند، که :

هرگز !

ایستاده است و تمامی جهادش اینکه ... نیفتد

همچون سندانی در زیر ضربه های دشمن و دوست، در زیر چکش تمامی خداوندان سه گانه زمین(خسرو و دهگان و موبد – زور و زر و تزویر – سیاست و اقتصاد و مذهب)، در طول تاریخ، از آدم تا ... خودش!

به سیمای شگفتش دوباره چشم می دوزم، در نگاه این بنده خویش مینگرد، خاموش و آشنا؛ با نگاهی که جز غم نیست. همچنان ساکت میماند.

نمی توانم تحمل کنم؛سنگین است؛

تمامی «بودن»م را در خود می شکند و خرد می کند.

می گریزم.

اما می ترسم تنها بمانم، تنها با خودم، تحمل خویش نیز سخت شرم آور و شکنجه آمیز است.

به کوچه می گریزم، تا در سیاهی جمعیت گم شوم.

در هیاهوی شهر، صدای سرزنش خویش را نشنوم.

خلق بسیاری انبوه شده اند و شهر، آشفته و پرخروش می گرید، عربده ها و ضجه ها و عَلم و عَماری و «صلیب جریده» و تیغ و زنجیری که دیوانه وار بر سر و روی و پشت و پهلوی خود می زنند، و مردانی با رداهای بلند و....... د

عمامه پیغمبر بر سر و....... د

آه ! ... باز همان چهره های تکراری تاریخ! غمگین و سیاه پوش، همه جا پیشاپیش خلایق!

تنها و آواره به هر سو می دوم، گوشه آستین این را می گیرم، دامن ردای او را می چسبم، می پرسم، با تمام نیاز می پرسم؛ غرقه در اشک و درد:

«این مرد کیست»؟

«دردش چیست»؟

این تنها وارث تاریخ انسان، وارث پرچم سرخ زمان، تنها چرا؟

چه کرده است؟

چه کشیده است؟

به من بگویید:

نامش چیست؟

هیچ کس پاسخم را نمی گوید!

پیش چشمم را پرده ای از اشک پوشیده است

منبع: حسین وارث آدم، دکتر علی شریعتی


comment نظرات ()
فضايل امير المومنين در کلام پيامبر اسلام (ص)
نویسنده : الف . م - ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ دی ۱۳۸٦

                                

      « عید غدیر خم عید ولایت بر تمامی مسلمانان جهان مبارکباد »

((فضایل امیرالمومنین در کلام پیامبر اکرم))

معیار مؤمن و منافق بودن

«حدیث لا یحبّه الاّ مؤمنٌ»


خلاصه این حدیث شریف آنست که علی بن ابیطالب علیه السلام معیار ایمان و کفر است، فقط مؤمنان می‎توانند آن حضرت را دوست بدارند.

از طرف دیگر فقط منافقان آن جناب را دشمن می‎دارند.

این حدیث شریف که کتاب‎های شیعه و اهل سنت را پر کرده و از حدّ تواتر گذشته است از مناقب منحصر به فرد حضرت علی علیه السلام می‎باشد که با تعبیرهای مختلف از رسول خدا نقل شده است که فرمود:

قال رسول الله صلی الله علیه و آله: یا علیّ لا یُحِبّکَ الاّ مُؤمنٌ و لا یُبغِضُکَ الاّ مُنافِقٌ. (1)

«ای علی، تو را دوست ندارد جز مؤمن، و تو را دشمن ندارد جز منافق.»

حارث همدانی گوید:

روزی علی علیه السلام را دیدم که بالای منبر رفت، پس از حمد و ثنای خداوند فرمود:

قضاءٌ قضاهُ الله تعالی عَلَی لِسانَ النّبی صلی الله علیه و آله، انّهُ قال: لا یُحبُّنی الاّ مؤمنٌّ و لا یُبغِضُنی الاّ مُنافقٌ وَ قَد خابَ مَنِ افتری . (2)

«خواست خدا بود که بر زبان پیامبر صلی الله علیه و آله جاری شد که فرمود: مرا دوست نمی‎دارد مگر مومن و مرا دشمن نمی دارد مگر منافق، و دروغ گفت آن کس که ادعای باطل کرد.»



پی‎نوشت‎ها:

1- ارشاد مفید، ص 18/ بحار الانوار، ج 39، ص 346 -310/ صحیح مسلم، ج 1، ص 48 «باب الدلیل علی حسب الانصار»/ صواعق محرقه، ابن حجر، ص 120، حدیث «هشتم از فضائل آن حضرت»/ شرح ابن ابی الحدید، ج 18، ص 173، ذیل حکمت 42 گوید: «هذا الخبر مرویٌّ فی الصّحاح» .

2- ارشاد مفید، ص 18/ بحار الانوار، ج 39، ص 346 -310/ صحیح مسلم، ج 1، ص 48 «باب الدلیل علی حسب الانصار»/ صواعق محرقه، ابن حجر، ص 120، حدیث «هشتم از فضائل آن حضرت»/ شرح ابن ابی الحدید، ج 18، ص 173 ذیل حکمت 42 گوید: «هذا الخبر مرویٌّ فی الصّحاح»/ نهج البلاغه معجم المفهرس حکمت 45 .



منبع:

امام علی علیه السلام و مسائل سیاسی، محمد دشتی، ج 9 .

افتخار با قرآن بودن

«حدیث علیٌّ مع القرآن»


حدیث «علیٌّ معَ القرآن» از مختصات امیرالمؤمنین علی علیه السلام است که درباره هیچ یک از صحابه رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل نشده که ذره‎ای از شخصیت بزرگ آن حضرت را نشان می‎دهد.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

عَلیٌّ مَعَ القُرآنِ و القرآنُ مَعَ عَلیّ، لَن یَفتَرقا حَتّی یَردا عَلَیّ الحَوض. (1)

«علی با قرآن است و قرآن با علی است و از یکدیگر جدا نمی‎شوند تا در بهشت در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.»

یعنی علی علیه السلام قرآن مجسم است و گفتار و رفتارش گویای آیات قرآن است.




پی نوشتها

1- مستدرک حاکم، ج 3، ص 134 «باب مناقب علی علیه السلام»/ صواعق محرقة، ابن حجر، ص 122 «باب فضائل علی علیه السلام»/ مختصر کنز العمّال و مسند احمد (در حاشیه) ج 5، ص 30/ ینابیع المودّة، باب 20، ص 90.



منبع:

امام علی علیه السلام و مسائل سیاسی، محمد دشتی، ج 9

 

افتخار معیار حقّ بودن

«حدیث علیٌ مع الحقّ»


از جمله فضیلت‎ها که شیعه و سنی آن را در مورد حضرت علی علیه السلام قبول دارند آنست که رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:

قال رسول الله علیٌّ مع الحقّ و الحقّ مع علیٍّ و لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض یوم القیامة .(1)

«علی با حق است و حق با علی است، از هم جدا نمی‎شوند تا در حوض کوثر پیش من آیند.»


و در نقل دیگر فرمود:
علیٌّ مَع الحقّ و الحقّ مع علیٍّ و الحقّ یَدورُ حَیثُما دارَ عَلیٌّ .(2)

علی با حق است، و حق با علی است، هر جا که علی برود حق هم با او می‎رود (یعنی علی علیه‎السلام محور حق است.)



پی‎نوشت‎ها:

1- بحارالانوار، ج 38، ص 27 – 40، بطور مشروح از شیعه و اهل سنت نقل کرده است / ابن ابی الحدید در شرح خود، ج 9، ص 88، ذیل خطبه 144 گوید: «ثبت عندی أنّ النّبی صلی الله علیه و آله و انّ الحقّ یدور معه حیثما دار» / الغدیر، ج 3، ص 176.

2- بحارالانوار، ج 38، ص 27 – 40 بطور مشروح از شیعه و اهل سنت نقل کرده است / ابن ابی الحدید در شرح خود، ج 9، ص 88، ذیل خطبه 144 گوید: « ثبت عندی أنّ النّبی صلی الله علیه و آله قال انّه مع الحقّ و انّ الحقّ یدور معه حیثما دار»/ الغدیر، ج 3، ص 176.



منبع:

امام علی علیه السلام و مسائل سیاسی، محمد دشتی، ج 9

 

افتخار جانشینی پیامبر اکرم

«حدیث المنزلة»


در سال نهم هجرت، رسول خدا صلی الله علیه و آله به تبوک لشکر کشید، چون این مانور نظامی طول می‎کشید و آن حضرت تا مرزهای شام از مرکز حکومت دور می‎شد؛ لازم بود مردی توانا در مدینه جانشین آن حضرت شود تا مرکز حکومت کاملاً در امان باشد، بدین جهت صلاح دید که علی بن ابیطالب علیه السلام را در مدینه جانشین خود قرار دهد.

پس از حرکت رسول خدا منافقین در شهر شایع کردند که پیامبر نسبت به علی بن ابیطالب علیه‎السلام قهر کرده و بی مِهر شده است، به دلیل آن که او را با خود نمی‎برد.

این سخن بر آن حضرت سخت گران آمد، لذا در راه تبوک خودش را به پیامبر اکرم رسانید و عرض کرد:

یا رسول الله مردم چنین شایع کرده‎اند!

حضرت رسول اکرم فرمود:

" انتَ مِنّی بمنزلةِ هارونَ مِن موسی، الاّ اَنّهُ لا نبیّ بَعدی. (1)

«تو نسبت به من مانند هارون هستی نسبت به موسی، جز آن که بعد از من پیامبری نمی‎آید.»

یعنی: ماندن تو در مدینه برای آنست که:

موسی علیه السلام وقتی به میقات پروردگار می‎رفت، برادرش هارون را در جای خود گذاشت:


و قال موسی لاخیه هارون اخلفنی فی قومی و اصلح و لا تتّبع سبیل المفسدین. (2)
"و موسی به برادرش هارون گفت: در امت من جانشین من باش، و به اصلاح و پاکسازی همت کن و از راه انحرافی فاسدان اطاعت نکن."



پی‎نوشت‎ها:

1- معانی الاخبار، ص 74، از جابر بن عبدالله و سعد بن ابی وقّاص نقل کرد / مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 16/ صحیح بخاری، ج 5، ص 24، «باب مناقب علی علیه السلام»/ صحیح مسلم، ج 2، ص 360، «باب فضائل علی علیه السلام» / الغدیر، ج 3، ص 199.

2- سوره اعراف، آیه 142.



منبع:

امام علی علیه السلام و مسائل سیاسی، محمد دشتی، ج 9

 

وصیّ و جانشین پیامبر بودن

«حدیث علی و صیی و خلیفتی»


ابن اثیر در تاریخ کامل نقل می‎کند:

چون آیه "و انذر عشیرتک الاقربین" (1) نازل شد، رسول خدا طعامی آماده کرد و فرزندان عبدالمطلب را که حدود چهل نفر بودند به طعام دعوت کرد.

پس از خوردن طعام، پیش از آن که پیامبر صلی الله علیه و آله شروع به صحبت کند، ابولهب با سر و صدا مجلس را به هم زد و حاضران متفرق شدند.

بار دیگر آن حضرت طعامی آماده ساخت و آنها را دعوت کرد و زبان به سخن گشود و فرمود:

فرزندان عبدالمطلب! والله کسی را نمی‎شناسم که برای قوم خویش چیز بهتری بیاورد که من برای شما آورده‎ام، من برای شما خیر دنیا و آخرت را آورده‎ام و خدایم امر کرده شما را به سوی آن بخوانم. کدام یک از شما در این دعوت به من کمک می‎کند! تا برادر و وصی و خلیفه من در میان شما باشد؟!

فایّکم یُوازرُنی عَلی هذا الامر علی ان یکونَ اخی و وصیّی و خلیفتی فیکم.

همه ساکت شدند.

علی بن ابیطالب علیه السلام می‎فرماید:

من که از همه جوان‎تر بودم گفتم:

یا نبی الله! من در این دعوت یار شما هستم.

آن حضرت دست به گردن من نهاد و فرمود:

انّ هذا اخی و وصیّی و خلیفتی فیکم، فاسمعوا لهُ و اطیعوا .

«همانا این علی، برادر و وصی و جانشین من در میان شماست، از او بشنوید و از او اطاعات کنید.»

مدعوین به حالت خنده و مسخره پراکنده شدند.

و به ابیطالب می‎گفتند:

تو را امر کرد که از فرزندت علی فرمان شنوی و اطاعت کنی.

این حدیث شریف از روایات مسلم فریقین و از دلائل امامت امیرالمؤمنین علی علیه السلام است و نشان می‎دهد که رسول خدا از اول بعثت، امامت را از نبوّت جدا نمی‎دانست.(2)



پی‎نوشت‎ها:

1- شعراء، آیه 224 .

2- تاریخ کامل، ج 2، ص 42 (فصل انذار عشیرة) / سیره حلبیه، ج1، ص 461، باب (استخفائه فی دار الارقم) / مسند احمد، ج 5، ص 41 و 43 / شرح ابن ابی الحدید، ج 13، ص 244، شرح خطبه 238 قاصعه / المراجعات، ص 110/ تفسیر برهان، ذیل آیه شریفه / بحار الانوار، ج 38، ص 1- 26.



منبع:

امام علی علیه السلام و مسائل سیاسی، محمد دشتی، ج

تقسیم کننده بهشت و جهنم

«حدیث قسیم الجنة و النار»


از ویژگی‎های ممتاز حضرت علی علیه السلام حدیث «قسیم الجنّة و النّار» است که با عبارات مختلف از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است.

یکی از آنها با این عبارت آمده است:

قال: یا علیّ انتَ قَسیمُ الجنّةِ و النّار و انتَ یَعسوبُ الدّین ؛ «یا علی، تو قسمت کننده بهشت و جهنم و تو پیشوای دین هستی.»


در اکثر روایات معنی این حدیث آنست که:
خداوند چنین مأموریتی را در روز قیامت به آن حضرت خواهد داد که در روز قیامت به اذن پروردگار، به اهل بهشت اجازه رفتن به بهشت، و به اهل آتش فرمانِ رفتن به آتش را بدهد.

و در تفسیر این آیه نیز آمده است که:

و اَذّنَ مُؤذّنٌ بَینَهُم اَن لَعنَةُ اللهِ عَلَی الظّالمین(12) ؛ این مؤذّن و اعلام کننده «علی بن ابیطالب علیه‎السلام» خواهد بود.

مفضل بن عمر از امام صادق علیه السلام معنی این حدیث را پرسید؟

امام صادق علیه السلام فرمود:

چون حبّ علی علیه السلام ایمان، و بغض او کفر است و بهشت برای اهل ایمان و آتش برای اهل کفر می‎باشد، آن حضرت به این علت؛ قسیم الجنّة والنّار ؛ "تقسیم کننده بهشت و جهنم" است.(13)

ولی در روایت «ابوالصلت هروی» از امام رضا علیه السلام آمده است که آن حضرت نظیر همین جواب را به مأمون عباسی داد. و سپس به «ابوالصلت» فرمود:

مطابق فهم او جواب دادم ولی از پدرم شنیدم که از پدرانش از علی علیه السلام نقل می‎کرد که آن حضرت فرمود:

قال لی رسولُ الله یا علی، انت قَسیمُ النّارِ یومَ القیامةِ تَقوُل للنّار: هذا لی و هذا لک. (14)

«پیامبر به من فرمود یا علی تو تقسیم کننده بهشت و جهنم هستی. روز قیامت به آتش جهنم می‎گویی: این شخص از آن تو و آن شخص از آن تو .»



پی‎نوشت‎ها:

1- سوره اعراف، آیه 44 .

2- علل الشرایع، باب 130، ص 162/ الغدیر، ج 3، ص 299 .

3- عیون اخبار الرضا به نقل بحار الانوار، ج 39، ص 194/ نیز حدیث قسیم الجنة و النار در بحار الانوار، ج 39، ص 193 – 210/ شرح ابن ابی الحدید، ج 9، ص 165، ذیل خطبه 154/ صواعق محرقه، ابن حجر ص 124، ذیل حدیث 40 .



منبع:

امام علی علیه السلام و مسائل سیاسی، محمد دشتی، ج 9

 

افتخار پرچم داری
حدیث الرّایة


در یکی از روزهای جنگ خیبر فرماندهی عملیات با خلیفه اول بود که متأسفانه فرار کرد و به وقت برگشتن، او نفرات خود را متهم به ترس و فرار می‎کرد، و نفراتش او را .

روز دوم، فرماندهی با خلیفه دوم بود، او نیز مانند خلیفه اول فرار کرد. (1)

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که از این پیشامد بسیار ناراحت شده بود، فرمود:

قال: لاءعطینّ الرّایة غداً رجلاً یحبّ الله و رسوله کرّارٌ غیر فرّارٍ، لا یرجع حتی یفتح الله علی یدیه؛ « فردا پرچم را به دست مردی خواهم داد که خدا و رسولش او را دوست دارند و او خدا و رسولش را دوست دارد، هجوم کننده است، فرار کننده نیست از حمله برنمی‎گردد تا خدا به دست او قلعه را فتح کند.» (2)

فردای آن روز که همه انتظار به دست آوردن این مقام را داشتند، آن حضرت، علی بن ابیطالب علیه‎السلام را خواست و پرچم را به او داد و خدای بزرگ با دست او پیروزی را به مسلمانان عطا فرمود.



پی‎نوشت‎ها:

1- جریان فرار خلیفه اول و خلیفه دوم بسیار مشهور است که ابن ابی الحدید آن را به شعر درآورده است.

2- ارشاد مفید، ص 57/ اعلام الوری، ص 62 و63 به نقل بحارالانوار، ج 21، ص 21/ صحیح بخاری، ج 5، ص 171 (باب غزوه خیبر) / صحیح مسلم، ج 2، ص 360 (بابٌ من فضائل علی بن ابیطالب علیه‎السلام)



منبع:

امام علی علیه السلام و مسائل سیاسی، محمد دشتی، ج 9 .

افتخار عقد برادری با پیامبر اکرم

«حدیث مؤآخاة»


از فضیلت‎های منحصر به فرد امیرالمؤمنین علی علیه السلام حدیث «مؤاخاة» عقد برادری میان او رسول خدا صلی الله علیه و آله است که در میان همه مهاجرین و انصار تنها علی بن ابیطالب علیه‎السلام شایستگی آن را داشت که با رسول خدا عقد برادری ببندد.

علامه مجلسی در بحارالانوار می‎نویسد:

در این سال «اول هجرت» آن حضرت میان مهاجرین و انصار عقد برادری برقرار کرد که این برادری آنها را بر سه چیز وادار می‎ساخت:

1- مقاومت برای حق

2- فداکاری و کمک به یکدیگر

3- ارث بردن از یکدیگر

آنها نود نفر، چهل و پنج تن از مهاجرین و چهل و پنج تن از انصار بودند و این پیش از جنگ بدر بود و چون واقعه «بدر» پیش آمد خداوند آیه:

"و اولوا الارحام بعضهم اولی ببعضٍ فی کتاب الله (1) ؛ و خویشاوندان سببی بعضی از آنها بر بعضی دیگر برتری دارند در کتاب خدا" ؛

را نازل فرمود که جریان ارث بردن نسخ گردید.(2)

به هر حال رسول خدا صلی الله علیه و آله در این اقدام، یکایک اصحاب و یاران را با هم برادر کرد، که دست در دست هم گذاشتند و عقد برادری خواندند .

اما علی بن ابیطالب علیه السلام را با کسی برادر نکرد. آن حضرت از این کار بسیار غمگین شد و گفت:

یا رسول الله پدر و مادرم فدای تو باد، مرا با کسی برادر نکردی؟

پیامبر اکرم فرمود:

یا علی تو را برای خود نگاه داشتم، تو برادر منی و من برادر تو هستم. «انت اخی و انا اخوک یا علیّ.» (3)

امام رضا علیه السلام از حضرت علی علیه السلام نقل کرده است که آن حضرت فرمود:

انا عبدُالله و اخو رسوله لا یقولها بعدی الاّ کذّاب . (4)

«من بنده خدا و برادر رسول خدا هستم و هیچ کس بعد از من این ادعا را نمی‎کند، جز دروغگو .»



پی‎نوشت‎ها:

1- انفال، آیه 75 / احزاب، آیه 6 .

2- بحار الانوار، ج 19، ص 130 .

3- بحارالانوار، ج 38، ص 330- 347/ صحیح ترمذی، ج 5، ص 636، «باب مناقب علی بن ابیطالب علیه‎السلام»/ اسدالغابة، ج 4، ص 16/ الغدیر، ج 3، ص 174 .

4- بحارالانوار، ج 38، ص 334 .


منبع:

امام علی علیه السلام و مسائل سیاسی، محمد دشتی، ج 9

................................فرهنگیان پهنایی............................................


comment نظرات ()
بلو توث چگونه بوجود آمد وچه آینده ای در انتظار آن است .
نویسنده : الف . م - ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ آذر ۱۳۸٦

بلوتوث چيست ؟

بلوتوث (به انگلیسی: Bluetooth) یک استاندارد صنعتی برای شبکه‌های شخصی بیسیم می باشد که با عنوان استاندارد IEEE 802.15.1 نیز شناخته می شود. این شبکه در حوزه کامپیوتر های شخصی و لوازم الکترونیکی شخصی مانند گوشیهای تلفن همراه، دوربین های دیجیتال و PDA ها (Personal digital assistants) کاربرد دارد و راهی برای انتقال بیسیم اطلاعات بین دستگاه های دیجیتال از طریق فرکانس رادیویی برد کوتاه امن و ارزان قیمت و قابل دسترس برای عموم فراهم می کند.

 

خاستگاه نام و تاریخچه

بلوتوث از نام پادشاه دانمارکی (Harold Bluetooth Blatant) در قرن 10 برگرفته شده او کسی بود که دیپلماسی را از جنگ به سمت گفتگو سوق داد مخترعان فناوری بلوتوث فکر می‌کردند این نام مناسب برای فناوری آنهاست که به وسایل مختلف اجازه می‌دهد نوعی گفتگو با هم داشته باشند.

استاندارد بلوتوث اولین بار توسط Ericsson توسعه و گسترش یافت و بعدها به‌وسیله گروه SIG که در 20 می‌‌1999 تأسیس شد و اعضای آن شرکتهایی چون:Sony Ericsson, IBM,Intel,Toshiba,Nokia بودند که بعدها شرکتهای کامپیوتری دیگری هم به آنها پیوستند. بلوتوث تحت استاندارد IEEE 802.15.1 شناخته می‌شود.

 

 کاربردها و مصارف بلوتوث

 هدست بلوتوث1- ایجاد یک شبکه بیسیم برای کامپیوترهای رومیزی با یک پهنای باند کوچک

2- استفاده در تجهیزاتی مثل printer ,mic,keyboard

3- بلوتوث فروش زیادی در تلفنهای سلولی داشته است که آنها را قادر ساخته که به کامپیوترها وPDAs و handsfree ‌ها وبسیاری دیگر از دستگاهها متصل شوند و به این ترتیب یک شبکه بیسیم LAN را ایجاد می‌کنند

4- انتقال فایلها (مثل عکس و mp3 و غیره) بین گوشی‌های موبایل و PDAs و کامپیوترها از طریق OBEX

5- handset بلوتوث برای گوشی موبایل و smart phone ها

6- دستگاههای اندازه گیری و Test

7- ابزارهای پزشکی

8- گیرندهای GPS

9- اتومبیل و استفاده به‌عنوان handsfree تلفن در آن

10- کنترل از راه دور تلویزیون بجای اینفرارد

11- وسایل کمک شنوایی

12- playstation 3 و Nintendo Revolution از بلوتوث برای جوستیک خود استفاده خواهند کرد و...

 

 مشخصات فنی

Bluetooth یک سیتم رادیویی برای مصارفی با توان پایین در یک برد کوتاه (10 سانتی متر 10 متر و 100 متر)که معمولا در یک ریزتراشه ارزان پیاده سازی می گردد.

بلوتوث به دستگاههای دیجیتال اجازه می‌دهد که با یکدیگر ارتباط داشته و اطلاعات را با نرخ مناسبی منتقل کنند به شرطی که در برد رادیویی هم قرار گرفته باشند. برد رادیویی این فناوری از مرتبه ابعاد یک اتاق بوده و در رده های پرتوان حداکثر به 100 متر می رسد، این برد به کلاس توان محصول بستگی دارد.

 

سه رده توان برای محصولات این فناوری وجود دارد :

رده 1: متر 100 20mW ~100dBm

رده 2: متر 2.5 4mW ~10dBm

رده 3: متر 1 0mW ~10dBm

یک دستگاه بلوتوث که نقش یک master را ایفا می‌کند می‌تواند با 7 دستگاه که نقش slave را بازی می‌کنند ارتباط برقرار کند این شبکه که یک گروه 8 تایی را تشکیل می‌دهد piconet(خوشه بلوتوث) نامیده می‌شود.

 

 نسخه های مختلف استاندارد

Bluetooth 1.0 and 1.0B

ورژن 1.0 و 1.0B مشکلات متعددی داشت و سازندگان مختلف مشکلات بزرگی در برقراری ارتباط محصولاتشان با هم داشتند این ورژن مجبور بود آدرس سخت افزاری(BD-ADDR) وسیله بلوتوث را تحت پروسه handshaking ارسال کند و غیر ممکن بود که این کار به صورت بینام و گمنام انجام شود.

 

Bluetooth 1.1

در نسخه 1.1 خیلی از مشکلات نسخه B 1.0 آشکار و برطرف گردید.پشتیبانی کانال های بدون رمزگذاری نیز به آن اضافه شد و آشکارساز قدرت سيگنال دريافتی نیز به آن اضافه گردید.(RSSI)

 

Bluetooth 1.2

این ورژن همانند ورژنهای قبلی است فقط با کمی تغییر در آن که عمده موارد اضافه شده شامل:

سیستم سازگار طیف وسیع پرش فرکانسی(AFH:Adaptive Frequency-hopping spread spectrum) که پایداری در مقابل تداخل فرکانس رادیویی با استفاده از بکارگیری طیف وسیعی از پرش فرکانسها را ایجاد می‌کند

بالا بردن سرعت ارسال در عمل

اتصال گسترده هماهنگ (extended Synchronous Connections) که بهبود کیفیت صوت را با ارسال مجدد package ‌های خراب شده و آسیب دیده را سبب می‌گردد

Host Controller Interface (HCI) support for 3-wire UART

HCI access to timing information for Bluetooth application

 

Bluetooth 2.0

این ورژن ورژن تکامل یافته 1.x است تغیررات عمده شامل ایجادو ارائهEnhanced data rate (EDR) با نرخ ارسال و دریافت 2.1 Mbit/s.

 

سه برابر سریعتر در ارسال

مصرف توان پایین تر به‌وسیله کاهش Dutycucle

مختصر کردن سناریو ارتباط چندگانه با استفاده از عرض باند قابل دسترس بیشتر

اصلاح کردن (BER:bit error rate)

 

آینده بلوتوث

ورژن بعدی بلوتوث به عنوان LISBON نامیده شده که شامل یک تعداد مشخصه‌هایی از جمله افزایش امنیت و قابلیت استفاده بیشتر از بلوتوث که ویژگی های اصلی آن به ترتیب زیر است:

Atomic Encryption Change: این توانایی به ارتباط رمزگذاری شده این امکان را می‌دهد که بطور تناوبی کدهای رمزی خود را تغییر دهد تا بدین وسیله امنیت افزایش یابد

Extended Inquiry Response: این توانایی سبب می‌شود در طول پروسه بازبینی و درخواست اطلاعات بیشتری جمع آوری شده و به دستگاهها امکان فیلترینگ بهتری را جهت ارتباط می‌دهد. این اطلاعات شامل نام وسیله و لیستس از خدمات ارائه شده و یکسری اطلاعات تکمیلی دیگری است.

Sniff Subrating: سبب کاهش توان مصرفی وقتی که وسایل در وضعیت sniff low power هستند می‌گردد این توانایی بویژه در هنگام ارتباط و انتشار دادهای نامتقارن بکار می‌رود. این وضعیت در هنگام برقراری ارتباط با وسایلی چون mic و keyboard سبب افزایش طول عمر باتری از 3 تا 10 برابر می‌شود.

QoS Improvements: سبب خواهد شد که وقتی ترافیک مخابراتی در یک خوشه piconet بالاست داده‌های صوتی و تصویری با کیفیت بال ارسال شوند.

Simple Pairing: به شکل اساسی وظیفه بهبود در جفت شدن وسایل بلوتوث را به عهده دارد.بطوریکه در یک زمان هم کاریی و هم امنیت افزایش میابد.انتظار می‌رود که این مورد به طور قابل توجهی در استفاده از بلوتوث افزایش یابد. ورژن بعد از LISBON " SEATTLE نامیده می‌شود که مشخصه و ویژگی‌های بیشتری زا دارد که عمده آنها روی(UWB: ultra wide band) متمرکز شده است. این خصیصه امکان استفاده از بلوتوث را در عرض باند بسیار بالای رادیویی فراهم می‌کندکه بدنبال آن ارسال و انتقال اطلاعات دادهها را با سرعت بسیار بالا فراهم می‌کند.

ـــــــــــــــــــــــــــفرهنگیان پهنایی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


comment نظرات ()
چگونه ديکته برای بچه ها بگوئيم ؟
نویسنده : الف . م - ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ آذر ۱۳۸٦

چگونه املا بگوييم 

 چگونه املا بگوييم! با عنايت به اين كه شيوه هاي تدريس درس فارسي به بخوانيم و بنويسيم تغيير نموده است لزوم استفاده از روشهاي نوين املا گفتن نيز جزء ضروريات يك كلاس پوياو شاداب مي باشد.گرچه شايد كاربرد اين نوع املا براي كلاسهايي با كثرت دانش آموز ممكن است مشكل زا باشد ليكن با درايت معلمين ارجمند وبا تغييرات اندكي قابل اجرا بوده و املا با نشاط وآموزش همراه مي شود . 1- در وقت املا سعي شود جاي دانش آموزان را تغيير ندهيم . 2- دانش آموزان كنار هم بنشينند وحق داشته باشند آرام به يكديگر تذكر بدهند.(چون بهترين وقت يادگيري همان لحظه اي است كه ببينند و درست بنويسند .) 3- هنگام املا وسط كلاس بايستيم تا صدايمان به طور يكنواخت به گوش همه برسد. 4- هنگام خواندن املا در بين رديفها قدم نزنيم چون سبب حواس پرتي دانش آموزان مي شود. 5- املا را با عجله وشتاب نخوانيم . 6- وقت وزمان املا را با توجه به متن در نظر بگيريم تا مجبور نشويم پايان آن را به سرعت بخوانيم. 7- هيچ وقت زمان املا را بعد از زنگ ورزش يا زماني كه بچه ها به گردش علمي رفته اند ،يا حتي در پايان زنگ مدرسه قرار ندهيم. 8- متن املا را از يك صفحه آن هم با خط خود دانش آموز در نظر بگيريم . 9- متن املا را از قبل آماده كرده ودر قالب يك داستان يا متني شنيدني وقابل درك وفهم دانش آموزان ارائه كنيم. 10- از دادن كلمه هاي دشوار يا كلمه هايي كه به گوش دانش آموزنخورده باشد خودداري كنيم. 11- سعي كنيم علاوه بر كلمه ها و واژه هاي كتاب ،هر بار چند كلمه خارج از آن ،كه مترادف و هم خانواده ي كلمات كتاب باشند به دانش آموزان املا بگوييم. 12- قبل از گفتن املا ،يك بار آن را با صدايي آرام براي آن ها بخوانيم . 13- كلمه هاي دشوار را برايشان معني كرده و آنها را با خط تحريري نستعليق روي تخته بنويسيم. 14- نوشته هاي روي تخته هميشه زيبا ،خوانا و واضح بوده و تا پايان املا ،روي تابلو باقي بمانند. 15- آهنگ صدا را با توجه به جملات پرسشي ،تعجبي،يا امري تغيير دهيم تا املا را بهتر بفهمند. 16- در پايان، املا را بار ديگر برايشان بخوانيم تا اگر كلمه اي را جا گذاشته اند ، بنويسند. 17- از متن املاي خود كپي بگيريم. 18- بعد از اتمام كپي آن را روي هر ميز قرار دهيم. 19- از روي كپي املا ،دانش آموزان املاي دوستان خود را تصحيح مي كنند. 20- از آنها مي خواهيم دور كلمه هاي اشتباه را خط بكشند وصحيح آن را با رنگ ديگري بنويسند. 21- كار كنترل و نظارت را ، با قدم زدن در كنار هر ميز شروع كنيم. 22- در پايان همه ي املا ها را كنترل وبه جاي نمره از واژه هاي مثبت مانند:از سعي شما ممنونم،اگر بيشتر تلاش كني، موفق تر خواهي بود و... استفاده كنيم. 23- در جلسه ي بعد، دانش آموزان املاهاي خود را يكبار ديگر مي خوانند وبا كلمه هاي اشتباه جمله مي سازند. 24- جمله هاي ساخته شده را روي تابلو مي نويسيم. 25- از روي جمله هاي ساخته شده به كمك دانش آموزان ،متن ديگري مي سازيم. 26- متن هاي ساخته شده را در كلاس مي خوانيم تا زمينه ساز نوشتن انشا شود.

 

بيان املا به صورت جملات مسجع (حتي با تغيير کلمات ) به شرطي که از کلماتي استفاده شود که دانش آموزان ازقبل با آن ها آشنايي داشته باشند باعث مي شود که نه تنها دانش آموزان در زمينه ي بيان شعر رشد نمايند وخودشان در جلسات بعدي با معلم در بيان شعر همکاري نمايند بلکه براي گفتن املا لحظه شماري مي کنند معلم نيز با کاري تکراري و بي روح سروکار نخواهد داشت.

 

در بعضي از روز ها به جاي ديکته گفتن ، متني را به دانش آموز بدهيد که يک حرف در آن نوشته نشده باشد سپس از بچه هابخواهيد آن متن را کامل کنند ( حروفي را مجهول کنيد که اکثر دانش آموزان در آن دچار اشکال شده باشند)

 

مي توان با يك بازي پاي تابلو كلمات را به صورت غلط نوشت (به طوريكه هر حرف روي يك كارت باشد) و از دانش آموز خواست تا صحيح كلمه را با جابجاكردن كارتها بسازد.( يك مجموعه كارت كه روي هر يك فقط يك حرف نوشته شده است وجود دارد).

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــفرهنگیان پهنایی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


comment نظرات ()
← صفحه بعد صفحه قبل →